سفارش تبلیغ
صبا
آن که چیزى را جوید ، بدان یا به برخى از آن رسد . [نهج البلاغه]

مسلمان نوشته ها


آقای روحانی به تازگی مصاحبه خبری کرده است و در آن گفته است: "در مورد 2030 گزارش هایی به رهبری داده بودند که ایشان را نگران کرده بود و وزیر ارشاد و آموزش و پرورش و علوم نامه ای نوشتند و ایشان را از نگرانی درآوردند. بنده هم در چند سخنرانی اعلام کردم و ایشان را از نگرانی درآوردم که ما حق تحفظ گرفتیم و جاهایی را که خلاف فرهنگ و اسلام و ارزش های ملی و دینی ما باشد اجرا نخواهیم کرد. اما برخی کار زشتی کردند و از آن استفاده تبلیغاتی کردند که مردم به این دولت رای ندهند. بنده از 2030 نمی گذرم. از شخص خودم می گذرم اما چون به معلم ها و آموزش و پرورش توهین شد نمی گذرم ."

بنده واقعا نمی دانم چه تحلیلی بنویسم چون قلم شرم دارد که در مورد این سخن زشت رئیس جمهور چیزی بنویسد و شأن قلم شاید گاهی بالاتر از این است. فقط می گویم وای به حال مملکت اسلامی ای که رئیس جمهورش چنین سخنانی بگوید.

آقای روحانی. تو را به خدا برو یک بار صحبت های رهبری را در مورد 2030 مرور کن. تو می گویی رهبری پناه بر خدا انسان نادانی است که هر گزارشی به او دادند بدون تحقیق می پذیرد و بعد در سخنرانی بر اساس آنها اعلام موضع می کند؟ یعنی تو این قدر رهبری را نعوذ بالله بی قدر و ساده و بچه می پنداری؟ رهبری نادانسته و بر اساس تصورات حرف می زند؟ تو خجالت نمی کشی که رهبر مسلمین جهان با آن همه هوش و درایت را در حد کسی مثل پاپ پایین می آوری؟ آن کسی که سالی یک بار از بالکن اتاق خود بیرون می آید و برای مردم سخنرانی می کند و دستی تکان می دهد؟ متاسفانه یک عده ای به توهین، رهبری را پیرتر از ان می دانند که بخواهد موضعی بگیرد. آقای روحانی....رهبری نمی فهمد آن وقت تو می فهمی؟ تو رفته ای رهبری را توجیه کنی یا به ایشان درس دشمن شناسی بدهی که این گونه صحبت می کنی؟ شما بصورت غیرقانونی و پنهانی در خفا رفته ای سندی را امضا کرده ای که تمامش به ضرر مملکت است. آن را حتی به تایید  مجلس شورای اسلامی هم که موظف بودی ، نرساندی. بعد نامه زده ای که دستگاه های ذی ربط اجرا کنند آن وقت توجیه هم می کنی؟ یعنی تو می گویی رهبری خبر ندارد که حق تحفظ و ... گرفته شده است؟ رهبری صلاح مملکت را بهتر می فهمد یا تو؟

آقای روحانی....تو خودت این قدر ساده لوحی یا خود را به نفهمی می زنی؟ آیا نمی دانی که قراردادهای توسعه ای که توسط مجامع بین المللی مثل یونسکو به کشورهای جهان سوم به صورت قانونی یا جریانی تحمیل می شود ، دارای اهداف مداخله جویانه در فرهنگ و حتی مسائل امنیتی کشورها است؟ این را نه از خود بلکه از کتاب های توسعه خود غربی ها می گویم. اگر نمی دانی برو کمی مطالعه کن. این قراردادها حقوق نظارتی بر حسن اجرای کنوانسیون ها را برای خود محفوظ نگاه می دارند و این یعنی نفوذ. این یعنی مداخله و یعنی همان نامه ای که آقای جهانگیری امضا کرده که باید گزارش اجرا به یونسکو بصورت مرتب ارسال شود.

رهبری با درایت فرمودند جمهوری اسلامی زیر بار قراردادهایی مثل 2030 نمی رود. و بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی گله مندم. این یعنی از شورایی که رئیسش خود تو هستی. این یعنی رهبری سند را کامل مطالعه کرده اند و عواقب و پیامدهای آن را به خوبی و بیشتر از تو می داند. انسان گاهی فکر می کند تصور تو این است که رهبری تعصب دارد و هر قرارداد بین المللی ولو خوب و مثبت باشد را نفی می کند. نه آقای روحانی. چنین تصور زشتی در مورد رهبری، جز خیال و خواب پریشان هیچ چیز نیست. تو متوهمی اگر چنین خیالی در سرت داری.

یک بار قبل تر از این هم رهبری موضعی علیه حرف تو آقای روحانی گرفته بود که مردم با حضورشان سایه جنگ را از سر کشور برداشتند نه با روی کار آمدن این دولت و آن دولت. بعد آن وقت جهانگیری که نمی دانم رهبری را چقدر نعوذ بالله نادان فرض می کند، می گوید رهبری فرمودند مردم با حضورشان در صحنه انتخابات و رای به دولت یازدهم (و سپس تصویب برجام) سایه جنگ را برداشتند. این انسان نادان فکر می کند رهبری با این همه تجربه، بچه است که این طور احمقانه سخنان او را تحریف می کند. رهبری شخصا موضع گرفت و تودهنی زد به امثال جهانگیری. فرمود: حرفی را من صریح می زنم و تحریف می کنند. من گفتم مردم با حضورشان سایه جنگ را برداشتند و دولت ها تاثیری ندارند. بعد بعضی می گویند مردم با رای و روی کار آوردن فلان دولت سایه جنگ را برداشتند. این یعنی رهبری از تحریف خود توسط جهانگیری، مستقیما انتقاد می کند و جهانگیری را یک تحریف کننده می خواند.

این آقای روحانی واقعا خود همه پنداری عجیبی دارد. سند بین المللی 2030 زیر سوال رفت، آن وقت می گوید به معلمان و آموزش و پرورش توهین شد! عجیب است واقعا! فکر می کند همه مثل خودش دلبسته و عاشق چشم و ابروی سندهایی مثل 2030 هستند. خودش مخفیانه تصویب و اجرا کرده است و آن وقت پای همه معلمان را وسط می کشد. معلمان هرگز مثل شما ساده لوح نیستند و زیر بار این سندهای استعماری نخواهند رفت.

 

ما در تاریخ یک بار چنین تجربه کار زشت و منکری را داشتیم. زمانی که پیامبر در بستر بیماری وفات بودند و فرمودند قلم و کاغذی بیاورید ، ولی عده ای تحریف کننده منحرف گفتند ان الرجل لیهجر. همانا مرد در حال هزیان گفتن است. نعوذ بالله پیامبر را متهم کردند به گفتن جملات نادرست. توهین کردند و شد آنچه شد.



::: سه شنبه 96/3/2::: ساعت 9:25 عصر


روحانی گفت: چرا به مردم تهمت می زنید شما که قانون خوانده اید و قاضی هستید: در حالی که ریسی به روحانی گفت شما افتتاح های تبلیغاتی می کنید و به مردم تهمت نزد. اما متاسفانه ایشان خود را مردم می خواند و برجام را هم نسبت می دهد به مردم نه خود!

شدیدا در کار تبلیغاتی مظلوم نمایی می کنند. پاره کردن بنرها استراتژی خودزنی برای تخریب حریف است.

- چطور در حق نهادهای انقلابی مثل سپاه اجحاف و بی انصافی می کنند. همان پالایشگاه ستاره خلیج فارس را نیز خاتم ساخته و همین پل کابلی ولیعصر و تونل های دوقلو و... بعد اولا همه اینها را به خود نسبت می دهند می گویند پول داده ایم! مگر فقط پول است؟ ثانیا نهاد سپاه را محکوم به افراط و برهم زدن برجام می کد!

- متاسفانه خوی فرعونیت دارند: در یکی از شهرها گفته است.

بخاطر ما مردم اینترنت دارند

بخاطر ما دریاچه ارومیه خشک نشده

بخاطر ما امنیت در کشور وجود دارد

دیگران ریس جمهور نیستند بلکه نماینده عده ای خاص هستند (در همدان)

دیگران اگر بیایند جنگ می شود، دیوار می کشند، نظامی برخورد می کنند و ....

تهمت می زند: شما چرا از امام رضا مایه می گذارید و این را سیاسی نکنید و برای مردم نگه دارید.

- مستقیما با بخشنامه دهیاران را تهدید کرده که روستای شما باید همراه با دولت باشد

- بعد گفته به هر دهیار ده میلیون وام می دهم. 60 هزار روستا داریم. میشود 600 میلیارد. کسانی که خود منتقد پخش پول و نقدینگی هستند چرا این کار را می کنند

- از طرفی می گویند یارانه مصیبت عظمای دولت و پول پخش کردن است. بعد خودشان یارانه کسانی را که خود حذف کرده دوباره وصل کرده اند.

دم از حقوق زن و شغل زن می زنند بعد نوامیس خودشان خانه دارند. البته خانه داری شریف است اما اینتها دورو هستند.

- اگر مجموعه اقداماتی را که در این دوماه انجام داده اند که مردم را راضی نگه دارند و تبلیغات کنند بشماریم بسیار زیاد می شود. 

- گفته است شما علما را دستگیر می کنید و چه کشیده اند علما از دست شما! اکنون جامعه مدرسین از ایشان حمایت کرده!

گفته شما قاضی هستید و مقداری قانون خوانده اید! بعد خود را وکیل می داند: شما اگر وکیلید چرا از حقوق این مردم در برجام حمایت نکردید؟ 

گفتید هم چرخ سانترفیوژ و هم چرخ زندگی مردم. امروز هر دو پنچر شده است.

یک زمانی ما کیک زرد را به برکت شهید شهریاری ها تولید کردیم امروز آقایان افتخارشان این است که تحریم رفته می توانیم کیک زرد بخریم.

چرخ زندگی مردم را هم می بینیم. وضعیت تورم. ادعا می شد در دولت قبل دلار هر روز 500 تومان گران می شد و به تبع کالاها. قبول در اواخر آن دولت این طور شد. اما شما که دولت را دست گرفتید چرا دلار ارزان نشد. چرا همان اول آمدید گفتید شیب ملایم گرانی داریم بعد دیدیم جه شیب تندی داشت.

- متاسفانه اینها از طرفی تمام نگاهشان به خارج بود و از طرف دیگر به خام فروشی نفت روی آوردند برای اداره کشور. 

برای هر دو کار بد هم توجیه های عوامانه داشتند. 

- هی گفتند سرمایه خارجی بیاید مشکل آب خوردن مردم حل بشود. همه هستی مردم را به خارج و برجام و رفع تحریم ها گره زدند. رهبری فرمود: کلید حل مشکلات اقتصادی لوزان و ژنو و نیویورک نیست داخل کشور است. این قدر استعدادهای ما را تحقیر کردند. تا جایی که خلال دندان و سوزن ته گرد هم از خارج وارد کردند در حالی که ایران قطعات خودرو تولید می کرد.

- بعد گفتند ما سایه جنگ را از کشور برداشتیم. اتفاقا بهد از برجام زبان دشمن برای تهدید ایران به حمله درازتر شد. همان آقای اوبامایی که به قول اینها خوب است در عرض یک ماه بعد از برجام 6 بار گزینه ها روی میز است را بکار برد. رهبری مستقیما فرمود: متاسفانه می گویند کشورهای اروپایی به ما پیام دادند که اگر توافق نکنید به ایران حمله می کنیم. (آقایان هم ترسیدند، و در سایه تهدید به نتیجه رساندند. بعد افتخار میکنند ما باعث شدیم به ایران حمله نشود). حضور مردم در صحنه ها بود که جنگ را از کشور برداشت نه دولتها. بعد آقای جهانگیری مستقیما میگوید منظور رهبری این بود که مردم باحضور در صحنه  92 و انتخاب ما و دوباره برجام باعث رفع جنگ شدند. مجددا رهبری موضع می گیرند و می گویند من یک حرف صریحی زده ام و آن را تحریف می کنند. من گفتم حضور مردم نه دولتها. 

هنوز هم آقای ریس جمهور به اشکالات کارش معترف نیست و تمام قد از برجام دفاع می کند و همه دوستان داخلی خود مثل سپاه و انقلابیون را به بهانه بهم نخوردن برجام زیر سوال می برد. 

آقای ظریف چرا گفت من اشتباه کردن با این بابا مذاکره کردم. چرا وزیر دیگر گفت دستاوردمان از برجام تقریبا هیج است؟

- امروز کار به جایی کشیده که ریس جمهور جلوی چشم میلیونها بیننده اقدامات موشکی جمهوری اسلامی را محکوم می کند. نوشتن سخن امام درباره اسزاییل را روی موشک ها محکوم می کند. زدن بیلبوردهای صداقت آمریکایی را در شهر محکوم می کند. می گوید چرا شاد می شوید برجام ترامپ را پاره کند؟

رهبری هی فرمودند ضعف نشان ندهید. خود را وابسته به برجام و غیر برجام نشان ندهید. برجام یک توافق است که یک طرف آن دشمن است که به عهدی پایبند نیست. پس برسید به داخل. اما کو گوش  شنوا؟

- رهبری مستقیما از سند 2030 انتقاد می کنند. بعد دولت می گوید که کلام رهبری فصل الخطاب است.  بعد در کنارش به توجیه سند می پردازند که ما حق تحفظ گرفته ایم و همه را اجرا نمی کنیم. بعد جهانگیری به دستگاه ها ابلااغ می کند با همه ظرفیت سند را اجرایی  کنید و گزارشش را به یونسکو هم بفرستید. بعد می بینیم شهید فهمیده از کتب درسی حذف شده است. بالاخره قسم حضرت عباس دولت را باور کنیم یا دم خروسشان را؟

جملات رهبری واقعا این است: این سند 2030 و یونسکو و از این قبیل، چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند زیر اینها شانه قرار بدهد و تسلیم شود. به چه مناسبت یک مجموعه ی به اصطلاح بین المللی که قطعا تحت نفوذ قدرت های دنیاست، این حق را داشته باشد برای ملتهای دنیا  با فرهنگ های مختلف تکلیف مشخص کند؟ اصل کار غلط است. اینکه ما برویم سندی را امضا کنیم و بعد هم بیاییم بی سرو صدا آن را اجرا کنیم؛ نخیر! مطلقا مجاز نیست؛ ما اعلام کردیم. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله مند هستم. آنها باید مراقبت می کردند و نباید می گذاشتند که کار به اینجا بکشد که ما بیاییم و جلوی این کار را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است.



::: پنج شنبه 96/2/28::: ساعت 1:9 عصر


سلام. یک مجموعه نکات و صحبت ها پیرامون انتخابات آماده کرده ام که حاصل صحبت من با دوستان مختلف و بیان آنها در گروه های دوستانه و ... است. امیدوارم به کار شما بیاید. این متن شامل نکات بسیار زیادی است که شاید بتوان در مورد هر یک از آنها مطلبی نوشت، اما همه را جمع کرده و خلاصه کرده ام در یک نوشته. لطفا با دقت بخوانید:

- در ابتدا همگان را دعوت به آرامش کنیم: هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین لیزدادو ایمانا مع ایمانهم. (سوره فتح)

- رهبری: آحاد مردم با هم کدورت بیجا درست نکنند؛ این را من به همه بگویم ممکن است شما به یکی از نامزدها علاقمند بشوید رفیقتان به یک نامزد دیگر؛ این موجب نشود که شما در مقابل هم قرار بگیرید. 1392/3/6. پس  به هیچ عنوان طرفداری از یک نامزد نباید باعث شود دوستی به هم بخورد.

*تنها کسی که دلش به حال کشور و این مردم واقعا می سوزد رهبری است. اتحاد مردم را مورد تاکید قرار می دهد و از درگیری و دوقطبی شدن پرهیز دارند. تاکید به حضور حداکثری دارند که همه گرایش ها و سلیقه های وابسته به انقلاب بیایند. (اولویت های ایشان: اول حضور حداکثری/ دوم انتخاب اصلح)

- ما می توانیم روشنگری کنیم و تهمت زدایی. اما نمی توانیم مجبور کنیم کسی را به یک رای خاص. ما چرا شدیدا مایل هستیم اگر ما به یک نفر رای می دهیم دوستان و اطرافیانمان هم مثل ما عمل بکنند؟ باید برای هر کسی تبیین شود. حیدری و نعمتی نکنیم! استقلالی پرسپولیسی نکنیم!

- تمام انبیا هم آمدند که «مردم» قیام به قسط کنند. رای دادن تحقیقی است نه تقلیدی. باید در پیشگاه الهی حجت شرعی داشته باشیم برای رأی به یک نفر.

- صحبت مقام معظم رهبری در عید 96 حرم رضوی: در طول انقلاب اسلامی، هرگاه مدیریت انقلابی، فعال و پرتحرک داشتیم، کارها پیش رفته است و هرجا مدیریت‌های ضعیف، بی‌حال، ناامید، غیرانقلابی و بی‌تحرک داشتیم، کارها متوقف یا منحرف شده است، بنابراین باید مدیران، افرادی باانگیزه‌تر و کارآمدتر باشند. اگر مدیریت در بخش‌های مختلف «متدین، انقلابی و کارآمد» باشد، همه‌ی مشکلات حل خواهد شد.

انقلابی گری یعنی چه؟ وقتی می گوییم انقلابی چه چیز در ذهن شما می آید؟ اول باید بگوییم 3 چیز نیست: به معنی بی منطق بودن و خشن بودن و قهری و تند بودن نیست. (ترویج دشمن) به معنی بی ثباتی و تحول خواه بودن در همه ابعاد نیست.  به معنی عدم تدبیر و عدم ملاحظه شرایط هم نیست.

5 شاخص انقلابی گری از نگاه رهبری 14/3/95: پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی اسلام و انقلاب-هدفگیری آرمانهای انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها-پایبندی به استقلال کشور-حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن- تقوای دینی و سیاسی

- منسوخ شدن اصولگرا و اصلاح طلب: آیا کسی که اصولگراست اصلاح طلب نیست و برعکس؟ اصولگرایی منطق امام علی ع و اصلاح طلبی منطق امام حسین ع است. لذا هر دو کلمه گمراه کننده و تحریف معنایی شده است. از ابتدا دوگانه دشمن برای تفرقه بوده است.

- سوال شد که مناظرات خوب بود یا بد بود؟

اولا در موضوع: فرهنگ مظلوم شد. بحث عمدتا اقتصادی بود. مثلا با پولدار شدن مردم، مشکلات فرهنگی در ازدواج و خانواده ها حل می شود؟ فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی حل می شود یا بیشتر می شود؟ تهاجم فرهنگی و جنگ نرم و طلاق های ما کم می شود یا بیشتر؟ ترافیک ما، مدگرایی و شهرگرایی روستاییان ما، فرهنگ تولید و مولد بودن ما و خانواده های تولید محور روستایی و مصرف محور شهری؟ تربیت فرزندان ما؟ بحران های دانش آموزان و جوانان ما؟ جرم و جنایت و دزدی ما؟ چه چیز باعث وجود فاصله و شکاف طبقاتی می شود؟ چرا در این کشور کلان سرمایه دار درست می شود؟ (درست است اقتصاد تاثیر دارد اما باید جامع نگر بود و عوامل فرهنگی را هم دید)

- رهبری: فرهنگ آن چیزی است که حاضرم در راه آن جانم را فدا کنم. رهبری:از مشکلات دولت نهم و دهم، مظلومیت فرهنگ بود. /فرهنگ نیمه شب ها خواب را از من می گیرد/حاضرم به خاطر فضای مجازی کلاس درس خود را تعطیل کنم./ اگر رهبر نبودم مسئول فضای مجازی کشور بودم/ برای فرهنگ انقلاب کردیم و نه اقتصاد./

- می گویند مسائل فرهنگی درآمد ندارد و مصرف کننده است. بله چون اهمیت دارد. مثلا آموزش و پرورش. خرج می کنیم تا تربیت کنیم. البته در درازمدت درآمد دارد. در خانواده هم زن بیشتر مسائل تربیتی را موظف است. مرد خانواده خرج می کند برای تربیت.

 - حل مسائل فرهنگی، بسیاری از مشکلات اقتصادی را هم حل می کند. مثلا فرهنگ ترجیح کیفیت بر کشور ساخت؟ ایرانی خریدن؟

*برخی می گویند: شکم گرسنه خدا و پیغمبر نمی شناسد. ما می گوییم شکم که خوب است، لب تشنه و خشک در آتش گرمای کربلا، در حال جنگ سخت و زخم خوردن، خدا و پیغمبر می شناسد. انسان ریشه خود را فراموش نمی کند. زیرا هستی او از خداست.

ثانیا در سوالات: بسیار خوب و دقیق و حساب شده پرسیده می شد

ثالثا: هر جا بد اخلاقی بود بد بود و هر جا منطقی و مودبانه بود خوب بود.

- چند تحلیل وجود دارد در مورد این مناظرات:

1- برخی می گویند هر کس شجاع تر و جسورتر و حاضر جواب تر باشد مردم به او رای می دهند. یعنی هر کس بهتر بتواند طرف مقابل را منکوب کند.

2- برخی دیگر می گویند: مردم در حالی که مشکل دارند از منازعه و دعوای سیاسی خسته شدند. 3 دوره است که دارند این دعواها را می بینند و بر اساس آن رای می دهند. لذا کسانی که دعوا می کنند و انگ می زنند و شخص مقابل را می کوبند، مورد اقبال قرار نمی گیرند.بلکه کسانی که فارغ از جناح ها و احزاب سیاسی قصد خدمت دارند و درد محرومین را می فهمند رای می آورند.

- چند نکته: اولا ما باید به خود مسلط باشیم و هر دعوایی هم بین نامزدها مشاهده کردیم، تحت تاثیر جو احساسی و مجادله قرار نگیریم و زود جبهه گیری نکنیم. زیرا هر جا جو گیر شدیم عقلمان کنار می رود و گول یک هیجان کاذب را می خوریم. (بزرگترین مشکل ما موجی و احساسی رای دادن است. عقل جهت می دهد و احساس انگیزه و نیروی حرکت). موجی نشویم که موجی رای دهیم. 

- ثانیا بدانیم رهبری هرگز با جدل و دعوا به این شکل در مناظرات موافق نیست و از برخی سخنان و رفتارهای آقایان ناراحت است. چون وقتی دعوا اتفاق می افتد حتما «بداخلاقی» صورت می گیرد.

- ثالثا: پرهیز جدی از «اتهامات بی مورد» در فضای پرشایعه و غبارآلود: بازی نخوریم. گاهی یک جبهه بی اخلاق، علیه خودش یک شایعه ای را درست می کند. جبهه مقابل هم باور می کند و دامن می زند. بعد خبر تکذیب می شود. آن وقت آن جبهه مقابل شدیدا وجهه اش پایین می آید و آبرویش می رود.

- مصادیق برخی بداخلاقیها در این مناظرات 8/2/96

1- انگ زنی و برچسب زنی: زشت است ما برچسب دروغگو، گازانبر و سرهنگ به طرف مقابلمان بزنیم. این یک مغالطه است که به آن می گویند: «تخریب شخصیت». وقتی می خواهید حرف راست کسی را هیچ کس نشنود، شخصیتش را خرد کنید.

2- عدم تحمل: از کوره در رفتن و عدم تحمل بی اخلاقی است. هر فرد باید تحمل مخالف و نقد داشته باشد. خصوصا این که قبلا رئیس جمهور بوده و عملکردش واضح باشد. پریدن در حرف دیگران و اجازه حرف زدن ندادن بسیار زشت است. سعه صدر و نقدپذیری. حتی اگر درست نباشد باید در مناظرات شنید و تحمل کرد.

3- منکوب کردن هر گونه نقد: این که بیاییم نقدهای منصفانه را هم گناه جلوه دهیم و اگر مشکلی از مدیریت ما بیان می شود فکر کنیم علیه ما «توطئه» شده است. یا بگوییم درست نیست برای رای جمع کردن ما را نقد کنید. این خود «برچسب زنی» است.

4- زیر سوال بردن: این که ما بیاییم حضور و شرکت یک نفر را در کاندیداتوری زیر سوال ببریم کار زشتی است. زیرا کار قانونی است

5- کشاندن به مسائل شخصی یا محرمانه: این که سوابق خانوادگی و .... فرد را بیان کنیم و بر اساس آن سعی کنیم حرفی بزنیم غلط است.

6- این که بیاییم از حقه های احساسی برای کوباندن شخص استفاده کنیم: مثلا بگوییم یک مادر در دولت شما سیلی خورد. مثال مدیر مدرسه. پتک درست کردن از یک خلاف در یک مجموعه بزرگ، کار زشت و بداخلاقی است.

7- بی انصافی: این که تمام خدمات یک دولت را زیر سوال ببریم و اصطلاحا بشوییم و بندازیم روی بند، بی اخلاقی است. (بی انصافی کار آن فرزندی نوجوانی است که یک یا چندبار پدر به ناحق او را کتک می زند، بعد به پدر می گوید تو هیچ کار برای من نکردی)

8- انکار: این که بیاییم دولت خود را عاری از هرگونه مشکل بدانیم و حرف خود را در جلوی رسانه ها منکر شویم یا با مغالطه آن را از سر خود باز کنیم بی اخلاقی است. (مثل وعده تحول صدروزه و وعده 4 میلیون شغل. ما مناقشه بر سر واژه ها که نداریم که بگوییم بشود یا می کنم!).

9- مظلوم نمایی در عین قدرت!: نباید بگویند: با اصلاحات چه کردید؟ با هاشمی و خاتمی چه کردید؟ قلمها را شکستید، دولت قبل چه کرد؟ و ... . یکی از تکنیک های حق جلوه دادن متهمین، مظلوم نمایی آنهاست. اگر به یکی از این صاحبان قدرت ظلم شده بود، خودشان می توانستند مطالبه حق کنند. لازم به روضه شما نیست!

- ما اینجا هرگز نباید بگوییم چه کسی اصلح است. زیرا اگر بگوییم خیانت کرده ایم. انقلاب اسلامی به پیروزی رسید که عقل ها گسترش یابد و مردم بصیرت یابند که به اصلح رای دهند. فرد باید خود به این فهم و درک و توانایی برسد که فضا را ببیند و تا آخر بشنود و بعد انتخاب کند و این ربطی به سواد و سن ندارد. همه پیامبران هم آمدند که «مردم» به قسط و عدل قیام کنند.

- بعضی متاسفانه زود انتخاب می کنند و درب ذهنشان را می بندند. نه. باید تا آخر حرف ها را شنید و کارها را دید و روزهای آخر تصمیم گرفت. وقتی هم تصمیم گرفتیم چون بر اساس مشاهدات و استدلالهایمان پیش رفتیم، توکل بر خدا می کنیم. (فاذا عزمت فتوکل علی الله)

- عملکرد دولت کنونی و برنامه های شخص آقای روحانی بسیار مورد نقد ماست. 

مثلا: 1- مهم ترین برنامه؛ حفظ برجام: چگونه می خواهد برجام را حفظ کند؟ آیا با حمایت از آمریکا؟

2- تقصیر دولت قبل: یک بنا اگر زمین خالی و خرابه به او بدهید و مصالح هم بدهید خانه می سازد و مدام نمی گوید زمین خالی بود و مخروبه بود. اما آدم نابلد دائما غر و نق می زند

3- توهین و افترا و تمسخر و برچسب زنی به منتقدان و مخالفان

4- نگاه به سرمایه های خارجی و ندیدن ظرفیت های داخل: می گوید: 2 راه سرمایه بیشتر نداریم یا فروش نفت یا مالیات. این حرف یعنی بچه پولداری اداره کردن کشور. ظرفیت جوانان برای تولید و صادرات و پیشرفت و ... کجا رفت؟!

5- سایه جنگ: می گویند ما با مذاکره سایه جنگ را برداشتیم: مگر در متن توافق، توافق کردید که آمریکا به ما حمله نکند؟ مگر آمریکا منتظر توافق کردن شما می ایستد برای حمله؟ مگر تمام مشکل آمریکا با ما، گمان او به سلاح هسته ای داشتن ماست؟ برجامی که خودش نمی تواند خودش را حفظ کند و مرتبا طبق گفته ظریف و روحانی نقض می شود چطور می خواهد سایه جنگ را بردارد؟ سایه جنگ را مدافعان حرم ما برداشتند یا دیپلمات ها؟ می گویند مثل عراق که آمریکا به بهانه سلاح «کشتار جمعی» حمله کرد، به ایران هم به همین بهانه حمله می کند. جواب: عراق چنددستگی و تفرقه زیادی دارد و خیلی با ایران فرق دارد. ایران وحدت ملی بالایی دارد. یعنی اگر به خوزستان حمله می شود، از همه کشور برای دفاع می روند نه فقط از خوزستان. 

- ارزش رای هر کدام از ما که با رای مقام معظم رهبری برابراست. لذا باید قدر رای خود را بدانیم.

- باید بدانیم هر کسی که الان کاندید است، وقتی وارد کار شود حجم مشکلاتش خیلی بیشتر می شود و ما نیز توقعمان از رئیس جمهور جدید نباید آنی باشد. چون هر کس از همین جمع، اگر مشکلاتش را بگوید، یک مشکل متفاوت از دیگری دارد. لذا به تعداد افراد، مشکل وجود دارد.

- با همه توصیفات، مقوله تقوای نامزد، مهم ترین مقوله برای انتخاب اوست. در اتاق دربسته ریاست جمهوری، هیچ کس جز خدا نمی تواند به رئیس جمهور دارای اختیار میلیاردها تومان، امر و نهی کند.

- ما با گفتن بداخلاقی های مناظره قصد نداشتیم بگوییم چه کسانی «بداخلاق» اند. این باز می شود انگ زنی و برچسب زنی. مثلا حق نداریم که دولت مستقر بگوییم «آمریکایی». یا «نفوذی» یا «جاسوس». این بی اخلاقی است. ما برای روشنگری باید سوء رفتارها و بداخلاقی ها را مستند و مستدل بگوییم اما انگ نزنیم. مثلا عین کلیپ صحبت رهبری را بگوییم و خلاف آن عمل کردن و گفتن را نیز نشان دهیم و قضاوت را به مردم واگذاریم. در نقد هم آرام باشیم و مؤدبانه دیگران را خطاب و نقد کنیم. بدانیم پیروزی با کسی است که مؤدبانه تر اشتباهات را نقد کند و برنامه خود را هم ارائه دهد.

- برای تحقیق در مورد تقوای یک کاندیدا: باید سابقه اش، میزان تطابقش با اصول و شاخص های انقلابی گری مثل: استکبارستیزی و دشمن ستیزی اش، رسیدگی اش به محرومین، میزان آشنایی اش با مسائل دینی و اخلاق مداری اش، میزان دقت و تخصص کارهایش

- می گویند که رئیس جمهور از قبل تعیین شده است: همیشه دشمنانمان این حرف را می زدند. می خواهند مردم را ناامید کنند و حضور حداکثری کم رنگ شود که نظام تضعیف شود. جواب: از دل صندوق های دولت آقای هاشمی، آقای خاتمی و از دل صندوق دولت خاتمی، احمدی نژاد و از دل صندوق های دولت احمدی نژاد، روحانی بیرون می آید. یعنی رای مردم در این نظام ارزش دارد. 

- یا می گویند هر کس بیاید فرقی نمی کند.

- یا می گویند: چهارسال برای به انجام رساندن کارها کم است. یا می گویند رهبری هم نظرش این است باز روحانی باشد: جواب: اولا همه جای دنیا چهارساله است. یعنی فهمیده اند چهارسال برای دستاوردها کافی است. اگر رهبری نظرش این بود، قانون را تبدیل می کردند که ریاست 8 ساله.

- می گویند: وقتی مسئولین در راس کار این طور با هم دعوا می کنند، از ما چه توقعی هست؟ لذا ما ناامید هستیم و در انتخابات شرکت نمی کنیم. پاسخ: هر کس باید قدر خود را بداند و قدر رای خود را بداند. هر کس پاسخگوی اشتباه خود است. ما بالای سر این کشور رهبری دلسوز داریم و بالاتر از او امام زمان را بعنوان محافظ و یاور انقلاب اسلامی داریم. لذا باید به دیگران هم امید داد.

 



::: جمعه 96/2/22::: ساعت 1:40 صبح


متاسفانه یا خوشبختانه مسائل سیاسی در ایران (از جمله انتخابات ها، عملکرد دولت ها و مجلس ها و نهادهای حاکمیتی و ....) همه عجین با احساسات و حب و بغض ها است. از نشانه های مهم آن این است: بسیاری از مردم ایران عقیده «تعمیم پذیری» دارند. یعنی این اعتقاد را دارند که اگر کسی امروز بد بود، از ابتدا بد بوده است و اگر کسی امروز خوب بود، از ابتدا خوب بوده است. یعنی انسانی که در حال حاضر بد است و چهره منفی دارد را، حتی اگر خدمات بسیار خوبی کرده باشد و در یک دوره ای مثبت بوده، از ابتدا ریاکار و بدذات می دانند و انسانی که امروز خوب است، اما در گذشته کارهای بد و پلیدی انجام داده است را از ابتدا خوب و بی گناه و مثبت می پندارند. یعنی عقیده ندارند که انسان ها ممکن است در طول دوران مسئولیتی خود «تغییر اساسی» کنند. یا «تغییر جهت گیری» داشته باشند. 

شاهد مثال دیگر این که بسیاری اعتقاد دارند مردم ایران «شدیدا احساسی رای می دهند». یعنی حب و بغض ها، علاقه ها و نفرت ها یکدفعه آراء مردم ایران را به صورت موجی (دقیقا مانند موج دریا) حرکت می دهد و حجم زیادی از آرا را به نفع یا ضرر یک کاندید خاص جابجا می کند. همین شکل گیری موج های اجتماعی نزدیک انتخابات دال بر این مطلب است. از پیامدهای این نوع نگاه، شکل گرفتن «بداخلاقی»های گسترده در فضای سیاسی ایران است. فضای «تهمت زنی»، «برچسب زنی»، «تمسخر و استهزا»، «افترا و تخریب شخصیت» و .... تماما نشان می دهد که ذهن مردم ایران برای رای دهی زیاد بر «منطق قوی» استوار نیست. زیرا این تخریب ها ابدا قادر نیست آن منطق قوی و مستحکمی که بر اساس آن فرد به یک نفر رای می دهد را بشکند.

لذا ضروری است که ما «منطق رای دادن» خود را عوض کنیم و آن را بر شاخصه های عاقلانه تری استوار کنیم. زیرا اگر رای ما بر اساس هوا و هوس باشد، یعنی بر اساس تمایلات ذهنی و سلیقه و تیپ ظاهری و لحن صحبت و .... یک کاندیدا باشد ، این رای بر شالوده محکمی استوار نیست. یعنی ممکن است این فاکتورها در رقیب این نامزد هم رشد و توسعه یابد و آن گاه رأی ما به هدر می رود و ما نیز ممکن است از رایی که داده ایم پشیمان شویم.

در همین انتخابات ریاست جمهوری 96 مصادیق فراوانی از این گونه بداخلاقی ها وجود دارد. التبه ما بنا نداریم سخنان هتاکانه و زشت در اینجا تکرار شود اما بخاطر فضای بدی که وجود دارد مجبوریم مقداری اشاره کنیم:

مثلا این که ما یک کاندید مثل آقای روحانی را «آمریکایی و جاسوس» بدانیم و به او این برچسب را بچسبانیم یا مثلا او را «دروغگو» خطاب کنیم، به هیچ وجه با منطق ما جور در نمی آید. یا به دیگری مثل آقای رئیسی به دروغ و بی منطق، بگوییم «قاتل!» و یا بگوییم ایشان چون داماد آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد است، پس «تندرو» است! یا مثلا بگوییم چون «ریش بلند» دارد پس خطرناک است! یا مثلا در مورد دیگر کاندیدا آقای قالیباف گفته اند: آن «گازانبر» آمد. یا گفته اند او یک سرهنگ است و برخوردهای قهری و تند دارد. همه اینها از مثال های زشت و خجالت آور در عرصه اخلاق سیاسی کشور است.

ما اصلا با این گونه جودرست کردن ها و انگ و تهمت زدن ها و جنجال آفرینی ها در فضای انتخابات هیچ گونه نسبتی نداریم. بلکه به هر کسی اگر انتقادی داریم، مشخصا به او و با منطق صحیح و مودبانه وارد می کنیم. اصولا انگ زنی و تهمت زنی از کارهای رایج دشمن ماست. ملاک ها و اصول و شاخص ها برای ما مشخص است؛ اما بدترین بداخلاقی در فضای انتخاباتی و سیاسی کشور انگ زنی و برچسب زنی است. یعنی همان ساختن «لقب» های زشت. زیرا قرآن کریم به ما دستور داده است: ولا تنابزوا بالالقاب.

حتی اگر کسی در یک مورد دروغی گفت یا حرف خود را منکر شد و تکذیب کرد یا به وعده هایی عمل نکرد، ما او را «در آن اعمال» مورد انتقاد قرار می دهیم، اما باز هرگز به او انگ «دروغگو» نمی چسبانیم و شخصیت او را تخریب نمی کنیم. زیرا اگر به کسی این انگ و برچسب زده شد، اولا تمامی وجهه او در اذهان، وهن و خرد شده است. ثانیا همه اعمال و کارهای مثبت او را نادیده انگاشته ایم و این خود «عین دروغ و بی انصافی» است.

 

مساله بعدی که این بی منطقی در فضای سیاسی کشور ایجاد می کند، استفاده گسترده از مغالطات ناشی از حب و بغض ها، برای تخریب یا تقویت و ایجاد موج است. یعنی وقتی ما به یک شخصیت خود را گره زدیم، برای سخن خود در تایید او، گاهی نمی توانیم «دلیل مستدل» بیاوریم و سعی می کنیم مغالطه کنیم یا با احساس ضعف استدلال خود را پوشش دهیم. دقیقا همانند این کار را برای تخریب شخصیت مغضوب خود انجام می دهیم؛ چون نمی توانیم استدلال های دقیق علیه او جمع کنیم، دست به مغالطه و هوچی گری در تقویت او می زنیم. که هر دوی این کارها غلط است. هم حمایت و هم رد ما باید کاملا مستدل و منطقی و عقل پسند باشد. و این کار نیاز به «تقوا در حوزه تفکر» دارد.



::: سه شنبه 96/2/5::: ساعت 5:41 عصر


آقای روحانی پس از ثبت نام برای ریاست جمهوری: مهم ترین برنامه ما حفظ برجام است!

بیاییم کمی این سخن را بشکافیم. معنی این سخن چیست؟ اصلا برجام چیست؟ یک توافق است در موضوع هسته ای بین ایران و 6 کشور.

خب. این که «ما می خواهیم توافق را حفظ کنیم» دقیقا یعنی چه؟ این که مسلم است که جمهوری اسلامی به توافقات خود پایبند می ماند (این در مانیفست دینی و سیاسی جمهوری اسلامی است). حال چطور «آقای روحانی» می خواهد کاری کند که «طرف مقابل» به تعهداتش پایبند باشد؟ مگر می شود 6 کشور را خصوصا آمریکا را مجبور به کاری کرد؟ آیا روحانی می خواهد از قدرت نظامی برای مجبور کردن آمریکا برای حفظ تعهد استفاده کند؟ خیر و توانش را هم ندارد. پس می خواهد چه کند؟ احتمالا می خواهد به هر ترتیبی شده 6 کشور را از خود راضی نگه دارد. حال با گوش کردن حرف آنها. با دادن باج های بیشتر به آنها. با صحبت به نفع آنها و عدم صحبت به ضرر آن کشورها. و با راه های به قول خود دوستانه اما با «دشمن». و حاصل این کار جز ذلت و دخالت بیشتر آمریکا در ایران نخواهد بود.

سوال بعد از این سخن عجیب آقای روحانی این است: خود برجام که یک توافق است و به خودی خود ارزشی ندارد. بلکه «عمل» به آن توسط دو طرف است که می تواند موجب گشایش و به قول آقای روحانی برد برد شود. خب. حالا سوال می کنیم: آیا تا به حال 6 کشور و خصوصا آمریکا به تعهداتش در توافقنامه برجام عمل کرده است که آقای روحانی قصد دارد آن را حفظ کند؟ به نقل از توییت خود آقای ظریف می گوییم: آمریکا هم متن برجام و هم روح آن را زیر پا گذاشته است و به آن پایبند نبوده است. خب حالا باز سوال: توافقنامه ای که در آن فقط یک طرف توافق به تعهداتش کامل عمل کند و طرف دیگر نکند، چه ارزشی دارد که آقای روحانی می خواهد آن را حفظ کند؟! آیا جز ضرر و پذیرش تعهدات یک طرفه است؟

مگر تا به حال برجام برای کشور منفعت داشته است که این قدر حفظ آن مهم است؟ مگر بعد از برجام کدام شاخص های اقتصادی رشد کرده است و بواسطه برجام کدام نفع و پیشرفت نصیب ایران شده است؟

خیلی جالب است: رییس جمهور آمریکا دائما می گوید ممکن است به برجام پایبند نباشیم، ممکن است آن را پاره کنیم و ....، اما متاسفانه رئیس جمهور ایران به جای این که جواب این ادبیات را مثل خود آنها بدهد، هر روزه برجام را به خورشید و ابر و نوزاد و .... تشبیه می کند و «مهم ترین» برنامه خود را حفظ برجام معرفی می کند. آیا خود این طور صحبت کردن برای یک کشور ذلت به حساب نمی آید؟ آیا این که ما نیاز و ضعف نشان دهیم که «به توافق هسته ای شدیدا نیاز داریم»، باعث خواری و ذلت ایران عزتمند و این ملت عزیز نیست؟

 

 



::: سه شنبه 96/2/5::: ساعت 3:22 عصر


خدایا آرامشی به من عطا کن که در پرتو آن فهمم زیاد شود و عقلم افزون گردد

نه آرامش رخوت و نه آرامش غفلت

آرامشی عطا کن که در آن با آرامش وظایفم را انجام دهم و سردرگم نباشم

نه آرامش کسالت و نه عجب و نخوت و نه آرامش ترس و روبرو نشدن

آرامشی که در پرتو آن (حتما) با ناآرامی ها مواجه شوم و آرام باشم

آرامشی که با آن در مقابل فریادها و جنجال ها و دردها، بایستم و آرام باشم و اهداف را دنبال کنم

آرامشی که بدانم چه می کنم و باانگیزه باشم و خسته نشوم اما متلاطم هم نباشم

آرامشی که در آن مصداق «و لا تهنوا و لاتحزنوا» باشم.



::: یکشنبه 96/1/20::: ساعت 3:41 عصر


دو آیه مهم در مورد شهادت در قرآن کریم وجود دارد:

1- من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظرو ما بدلوا تبدیلا

2- ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ....و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم

سوال: آیا می توان گفت معنی آیه اینگونه است: کسانی که  مانده اند، انتظار می کشند هر چه زودتر شهید شوند و به دیگرانی که شهید شده اند ملحق شوند؟ آیا انتظار شهادت و ملحق شدن به شهدا را داشتن، درست است یا درست نیست؟

در اینجا دو نگاه وجود دارد:

1- این که می  گوید این دنیا، دنی و پست است. لذا انسان باید هر چه سریعتر از این دنیا رهایی یابد. (تمام تعابیری که در مورد پستی دنیا ، بی وفایی، عدم ثبات و زودگذر بودن، زندانی بودن و مسافر بودن انسان  و ..... وجود دارد، در اینجا تعبیر به کم اهمیتی دنیا در نگاه انسان مومن می شود.) دار آخرت ، جایگاه اصلی ماست و دنیای باقی است. بهترین حالتی که انسان می تواند از این دنیا برود، شهید شدن است. حال که انسان می خواهد بمیرد، چه بهتر که شهید بمیرد. زیرا در مبارزه با دشمنان اثر مثبتی هم داشته است و نام نیکی هم از خود بجای گذاشته است. لذا فرد دائما آرزو می کند که هر چه سریعتر به معرکه جنگ برود و به کاروان شهدا ملحق شود و سعادتمند شود. حالت شدیدتر این تفکر این است که: فرد برای فرار و خلاصی از دیدن فسادهای دنیا، یا رنج های دنیا، آرزوی شهادت می کند. همان فکری که در بعضی وجود دارد که فرد در مواجهه با سختی های شدید، به خداوند می گوید من دیگر تحمل این مظالم و شدائد را ندارم و زودتر جان من را بگیر و مرا برهان.

2- نگاهی که می گوید:  اگر دنیا کم اهمیت بود، خداوند این همه تکالیف مبنی بر اقامه معروف در دنیا برای انسان مسلمان نداشت. با این نگاه اقامه حق و معروف در «دنیا» هدف است. در این راه، هر تلاشی باید صورت گیرد حتی اگر این تلاش متوقف به کشته شدن انسان باشد. امام حسین علیه السلام که در واقع یک «اصلاح طلب» بود، زیرا خودشان فرمودند: ارید طلب الاصلاح؛ جمله ای دارند می فرمایند: ان کان دین محمد لا یستقم الا بقتلی فیا سیوف خزینی. یعنی «اقامه دین محمد ص» هدف زندگی است، حال در این راه، حتی اگر متوقف به قتل ولی معصوم خداوند هم باشد، او به این کار راضی است. اما مثلا در زمان امام حسن مجتبی ع، وضع به این گونه نبود. با شهید شدن امام حسن ع در آن زمان، دین پیامبر زنده نمی شد بلکه بیشتر تحریف و کمرنگ می شد. لذا امام حسن ع دست به قیام مسلحانه نمی زند و صلح را امضا می کند زیرا تشخیص می دهد با این صلح، دین حفظ می شود.

تفاوت این دو نگاه این است: نگاه اول اگر چه تا حدودی صحیح است، زیاد قائل به مهم قلمداد کردن دنیا و فسادهای شکل گرفته در آن نیست، به بهانه این که دنیا پست و زودگذر و ... است. فرد دارای این نگاه، احتمالا زیاد دغدغه اصلاح مفاسد دنیا را ندارد. نهایتا از آنها ناراحت است. اگر معرکه جنگ باشد که در آن شهادت هم وجود داشته باشد علاقه مند است که شرکت کند، اما اگر معرکه جنگ اقتصادی شد، اگر فرهنگی شد، اگر سیاسی شد دیگر علاقه زیادی به شرکت ندارد چون این معارک به دنیا آلوده است. متاسفانه باید گفت «جمهوری اسلامی» با هدف امام حسین ع، با داشتن نگاه اول اصلا شکل نمی گیرد. اگر همه افراد، آرزوی اصلی شان شهادت باشد، و در پی این آرزو باشند و به آن برسند، در جبهه مبارزه با استکبار نیرویی باقی نخواهد ماند. به همین دلیل هم اصولا جهاد، «واجب کفایی» است. اما نگاه دوم، می گوید باید کار کرد ساختار را اصلاح کرد، در راه این اصلاح تلاش باید کرد و حتی خون هم باید داد. اما باید با مفاسد مبارزه کرد. هدف اقامه حق است و شهادت، امری است که ممکن است اتفاق بیفتد و ممکن است نیفتد. این دیگر تقدیر خداست. اما این از استقامت در راه ذره ای کم نمی کند.

این جا دقت در تعبیر «فی سبیل الله»، بسیار مهم است. آیا همواره سبیل خدا، منحصر در جبهه جنگ نظامی است؟ قطعا خیر. زیرا راه خدا یعنی راهی که برای اقامه هدف دین خدا یعنی اقامه حق و امحای باطل رفته می شود. این هدف، گاهی متوقف بر جنگ است، لذا این  جنگیدن می شود پیمودن راه خدا. گاهی این هدف، متضمن کارهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... است. لذا حضور درآن کارها می شود پیمودن راه خدا.

به نظر می رسد «راه خدا» برای هر کسی در آن چیزی است که در آن بیشتر توانایی دارد و بیشتر می تواند تلاش کند و اقامه حق نماید.

البته در حدیثی می فرماید: کن لدنیاک کانک تعیش ابدا و کن لاخرتک کانک تموت غدا. باید برای آخرت کار کرد؛ و می توان گفت همواره در دنیا هر کاری فرد انجام می دهد باید برای دار آخرت باشد. حتی آن خوب کار کردن در دنیا هم می تواند به خاطر آخرت باشد. مثلا فرد به خاطر آخرت، به خاطر خشنودی خدا که در خوب کار کردن است، محکم کاری انجام بدهد. لذا باید دانست کار برای دنیا با کار برای آخرت تناقض و منافات ندارد. اما می تواند در نیت و هدف فرد، این دو منافات و تناقض داشته باشد.

ضمنا از قبل آیه که می فرماید: کسانی به برادرانشان گفتند: اگر این شهدا نمی رفتند کشته  نمی شدند. تو به آنها بگو: اگر راست می گویید مرگ را از خودتان دفع کنید. و نیز در جای دیگر می فرماید: در تتمه استدلال هرجا باشید مرگ شما را می گیرد حتی اگر در برج های محکم باشید. از این بر می آید که انسان مومن، هیچ کجا نباید احساس امنیت جانی کند! یعنی واقعا همین است. هر لحظه مرگ ممکن است به سراغ انسان بیاید. انسان عاقل هرگز نباید گول ظاهر آرام و صلح آمیز شهرها و روستاها را بخورد. لذا اگر این  فرد همواره در راه خدا قدم بردارد، اگر مرگ هم به سراغش بیاید، می شود «کشته در راه خدا». حتما و لزوما فرد نباید مورد قتل و ترور توسط انسان های دیگر قرار بگیرد.

اشکال: آیا کسی که در راه خدا در حال حرکت و تلاش است، بعد به هر دلیل فوت می کند، نمی توان گفت: مرده در راه خدا  اما کسی را که توسط دشمنان به قتل می رسد، مقتول در راه خدا. و این آیه در مورد مقتولین در راه خداست؟

 

شاید پاسخ این باشد که: اگر کسی در حال جهاد و تلاش و کوشش مضاعف در راه خدا، از دنیا برود، مانند بسیاری  از علمای بزرگ مجاهد، آیا می توان گفت این فرد مقتول فی سبیل الله نیست؟؟ الله اعلم



::: دوشنبه 96/1/14::: ساعت 1:22 عصر


مدتهاست در کشور نظام حزبی حکومت می کند. یا اصولگراست و یا اصلاح طلب. 

مشکلی که وجود دارد این است که این نظام به خودی خود فسادآور است. جناح بندی کشور به دو طیف که هرکس بخواهد رای بیاورد باید خود را منتسب به یکی از این دوحزب کند و الا شناخته نمی شود و رای نمی آورد، از اساس غلط است. این همان اتفاقی است که در نظام های سرمایه داری مثل آمریکا در حال وقوع است

اولا در مفهوم این دو حزب مغالطه وجود دارد. سوال این است: آیا کسی که اصولگراست دیگر اصلاح طلب نیست؟ اگر این گونه باشد که با امام حسین مخالف است. چون او یک اصلاح طلب بود

آیا کسی که اصلاح طلب است اصولگرا نیست؟ اگر این گونه باشد که مسلمان نیست. با اصول انقلاب و نظام مشکل دارد و اصلا از گردونه جمهوری اسلامی به در است.

پس خود این دو مفهوم به طرز شدیدی با هم همپوشانی دارند.

رهبری بارها فرموده است که من حزب نمیشناسم. یا هشدار داده اند که دوقطبی شدن جامعه خطرناک است؛ همان اتفاقی که در فتنه 88 افتاد. لذا رهبری با این دوحزبی اصولگرا اصلاح طلب مخالفند.

دموکراسی غربی کاری که می کند ایجاد دوحزبی است همانطور که در همه جا از جمله آمریکا همین است. این دموکراسی با ایجاد موج ها یک نفر را منتخب می سازد. این مفهوم به شدت با اصول انتخابات اسلامی در تضاد است. موج یعنی عواطف غیر عقلانی. یعنی ایجاد احساسات. یعنی مغالطه، تمسخر، حب و بغض غیر منطقی و ... و ایجاد موج با اصول جمهوری اسلامی در تضاد است. حتی اگر به نفع شخصیت خوب باشد. به هیچ عنوان در انتخابات هدف وسیله را توجیه نمی کند.

اما دموکراسی در همه جا خیلی دوست دارد از این ابزارها استفاده کند. لذا آقای روحانی بر اساس اصول دموکراسی به طرف مقابل توهین می کند. می گوید سرهنگ. می گوید شما حمله گازانبری می کنید. یا مخالفانش را بی سواد و بیشناسنامه و کور و از جای خاص تغذیه شونده می خواند. آنها را مسخره می کند و می گوید اگر می لرزید بروید به جهنم یک جای گرم برای خود پیدا کنید و عینک بزنید و.... یعنی حسابی از ابزارهای مغالطه استفاده می کند.

دموکراسی از یک ابزار دیگر که استفاده می کند قومیت گرایی و تعصبات است. چرا در ایران می گویند انتخابات احساسی است؟ چون منطق در آن نیست. و این نیز با اصول ج ا ا در تضاد است.

مگر هرکس هم قوم ما و هم لباس ما است لزوما خوب است؟ این عیر عقلانی و غیر منطقی است.

آنچه مهم است یادگیری رفتار انتخاباتی صحیح توسط مردم است. مردم باید به سطح بالایی از درک برسند که بتوانند فارغ از تاثیر جو و فضا و فشارهای اجتماعی گزینه خود را عاقلانه انتخاب کنند. این آن هدفی است که جمهوری اسلامی دنبال آن بوده است.

بخاطر این اشکالات موجود در دموکراسی و انتخابات دوقطبی، رهبری نام این دو جناح که به شدت گمراه کننده بود به انقلابی گری و غیرانقلابی گری تغییر دادند. بعد آمدند شاخصه های انقلابی گری و اصول تفکر امام را بیان کردند. و گفتند از حالا به بعد دوقطبی حزب الله و حزب الشیطان را زنده می کنیم. در این صورت سره از ناسره مشخص و معلوم می شود و اشخاص و فعالین سیاسی خود را با نگاه دقیق تری تقسیم بندی می کنند و محک می زنند و خود را منتسب به آن می کنند. هر شخص سیاسی به جای اینکه ابتدایا تعیین کند اصولگراست یا اصلاح طلب، باید تعیین کند انقلابی است یا غیر انقلابی.

با توجه به این تقسیم بندی و هدایت رهبری جبهه ای تحت عنوان جبهه مردمی انقلاب اسلامی تشکیل شد که همه سعی اش این است تقسیم بندی را عوض کند. خود را به هیچ عنوان جزو اصولگرایی و یا اصلاح طلبی نداند بلکه ادعاکند من هم اصلاح طلبم و هم اصولگرا اما من انقلابی ام نه غیر انقلابی. لذا دعوت می کند همه کسانی را که زمانی جزو یکی از دوحزب مطرح بوده اند اگر دلبستگی به انقلاب دارند و انقلابی اند در آن عضو شوند و حال شاخصه ها را فقط با رهبری چک و تطبیق دهند. اگر قبلا می گفتند رهبر اصولگراها مثلا احمدی نژاد است یا رهبر اصلاح طلب ها مثلا خاتمی است و... این جبهه فقط یک رهبر فکری دارد و آن رهبری است. لذا مسوولیت آن را امام جمعه موقت تهران یعنی آقای موحدی کرمانی به عهده می گیرد.

پس جمنا به هیچ عنوان ائتلاف اصولگراها نیست و اصلا خود را وابسته به چنین جریانی نمی داند، کما اینکه همین الان بسیاری از شخصیت های اصولگرای قدیم در آن نیستند و برخی از شخصیت های اصلاح طلب قدیم در آن هستند.

لذا ما باید بنابر فرمایشات رهبری از الان از استعمال واژه های اصولگرایی و اصلاح طلبی و واژه های مشابه تا حد امکان برای جریانات سیاسی در گفته ها و نوشته ها پرهیز کنیم و سعی کنیم هوشیار باشیم در زمینی که دشمن طراحی کرده یعنی دوقطبی غلط اصولگرایی - اصلاح طلبی بازی نکنیم.

اگر اشکال شود که با این تعبیر، نفاق در جامعه زیاد می شود و همه خود را منتسب به جریان انقلابی می دانند، در پاسخ باید گفت: انقلابی گری شاخصه های مدون و محکمی دارد که رهبری تعیین نموده اند. لذا اتفاقا احتمال نفاق کم می شود. مواردی مثل ساده زیستی، استکبارستیزی، پایبندی به ارزشهای اسلام و انقلاب و ... از قبل متقن شده است. در عین حال ما از خطر تحریف گفتمان امام هم نباید غافل شویم، همان چیزی که رهبری فرمودند اگر اتفاق بیفتد ملت ایران سیلی خواهد خورد. باید از این اصول هم خوب حراست رو نگهبانی کنیم و نگذاریم کلام و سخن امام جای خود را به تاویل ها و تفسیرها از سخن امام بدهد.



::: شنبه 96/1/5::: ساعت 10:38 عصر


سال اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال به همه شما مبارک باد

امسال نیز مثل سال های گذشته باز شعار اقتصادی انتخاب شد و این نشان می دهد که هنوز که هنوز است مشکل اصلی اقتصادی کشور حل نشده است. ان شا الله با تلاش مسئولین به پیشرفت اقتصادی در کشور برسیم و بتوانیم در این جنگ ، خود را پیروز میدان گردانیم

اما نکته ای که می خواهم تذکر دهم، یک سوء برداشت یکی در مفهوم تولید و دیگری در مفهوم اشتغال است.

انحراف مهمی که ممکن است در مفهوم تولید اتفاق بیفتد این است که ما بجای تلاش برای تولید کالاهایی که مستقیما از خارج وارد کشور می شود، مثل بسیاری از صنایع مادر ، صنایع تکنولوژیک و پایه و سازنده، مثل دستگاه های تولید پارچه، دستگاه های تولید قطعات الکترونیکی، دستگاه های چاپی و برشی، و ... که مستقیما از خارج وارد می کنیم، بیاییم و محصولاتی که از این دستگاه ها بیرون می آید را بیشتر تولید کنیم که این برای اقتصاد کشور یک فاجعه است.

مثلا اگر ما بیاییم لباس های بیشتری تولید کنیم، یا هر روز تنوع بیشتری در تولید برخی لوازم ساده منزل مثل مبل، فرش و ... ایجاد نماییم، نه تنها کشور پیشرفت نمی کند بلکه مصرف گرایی و اسراف گرایی روز به روز در خانواده های ما نهادینه تر می شود. آن وقت دچار همان اشکال اساسی می شویم که نظام سرمایه داری به آن مبتلاست. یعنی ناچاریم برای فروش کالاهایمان مدسازی کنیم و اجناس قدیم را از رده خارج کنیم، و یا این که کالای بی کیفیت تولید کنیم که بعد از مدتی خراب شود و بلااستفاده گردد و مشتری مجبور شود بار دیگر جنس ما را خریداری کند.و این یعنی دامن زدن به مصرف گرایی در داخل.

پس مهم است بدانیم ما باید در صنایع مادر خود را قوی کنیم. در تنوع محصولات کاربردی که عمدتا خود تولید نمی کنیم خود را تقویت کنیم که نیاز کشور را به صرف ارز کمتر نماییم

اما انحراف دوم در مفهوم اشتغال است. آنچه به قول رهبری باعث آسیب های اجتماعی با ریشه اقتصادی شده است عمدتا به مفاهیم خانواده و نظام جنسی بر می گردد. ما باید به گونه ای اشتغال ایجاد کنیم که با آن اشتغال مشکل ازدواج و مسائل جنسی نیز برطرف گردد و این مهم، هرگز با اشتغال روز افزون زنان و خانمها و دختران امکان پذیر نخواهد بود. همانطور که رهبری در یکی از آخرین سخنرانی های سال 95 تاکید زیادی بر اهمیت جایگاه خانه داری و بچه داری برای زنان نمودند، باید نقش اقتصادی مرد را در محیط خانواده پررنگ کنیم و به جای زنان، مردان را به شدت به عرصه اشتغال بکشانیم. تا هم از نیروی کار آنان برای قسمت های مختلف بهره ببریم و هم با حقوق و درآمد آنان خانواده هایی تشکیل شود و مشکل تجرد مردان و زنان نیز مرتفع گردد. اما اگر سیاست ما مبنی بر اشتغال مفرط زنان باشد، نه تنها کمکی به رفع مشکل تجرد نمی کند، بلکه به آن دامن نیز می زند. در عوض محیط های کار مختلط را بیشتر می کند و احتمال فساد و انحراف را نیز بالا می برد.

پس این دو انحراف در تولید و ا شتغال بسیار حائز اهمیت است و امیدواریم مسئولین امر در تحقق شعار زیبای امسال، به این دو مهم نیز توجه کافی داشته باشند.

باز هم سال نو بر شما مبارک .



::: جمعه 96/1/4::: ساعت 6:28 عصر


امروز بصیرت یعنی اینکه بدانیم ترامپ نماد چهره واقعی آمریکاست. نه یک فرد دیوانه ای که اشتباهی رییس جمهور شده است. در واقع فرقی بین اوبامای دموکرات و ترامپ ریپابلیکن نیست. زیرا سیاست های اصلی آمریکا توسط لابی صهیون رقم می خورد. اوباما و ترامپ فقط یک پوسته عوض کرده اند. در سیاست کلی آمریکا یعنی دشمنی با اسلام و انقلاب اسلامی ذره ای تغییر نکرده است، گاهی تاکتیک های دشمنی عوض می شود. نوع ورود به عرصه دشمنی و نوع صحبت از دورویی به صراحت و از دروغ به نفاق و تظاهر و فریب تغییر می یابد. اما اصول کلی یکی است. 

همچنانی که بود از نگاه آمریکا ایران محور شرارت است. آن آقایی که در روی وزیر خارجه ما لبخند می زد و در پشت سرش در جلوی دوربین رسانه ها دشمنی اش را صراحتا بیان می کرد  و تهدید می کرد می گفت ما هنوز هیچ مساله ای مان با ایران حل نشده است. 

امروز کسانی در کشور هستند که به اوباما می گفتند باهوش و او را معتدل می خواندند. و همان افراد امروز به ترامپ به بهانه روحیه استکباری آمریکا فحش می دهند. 

امروز بصیرت این است که بدانیم کسانی که زیاد به اوباما فحش می دهند و سعی دارند همراه با معترضان آمریکا، ترامپ را از آمریکا جدا کنند در دلهایشان مرض است. عجیب است. کسانی که هنوز آمریکا را قابل اعتماد و نماد جامعه جهانی می دانند، کسانی که آمریکا را اتوپیا و مدینه فاضله انسانی می دانند و خود آرزوی غرق شدن در این مهد تمدن! را در سر می پرورانند، امروز منتقد جدی سینه چاک ترامپ شده اند. بعد قیافه حق به جانب گرفته اند که ما همنوا با جنبش های مردمی هستیم!! اینها آمریکا را دوست دارند و می خواهند چهره کریه او را تطهیر کنند. جنایات او را نادیده بگیرند و دشمنی هایش را نبینند. 

یکی نیست بگوید آن زمانی که اوباما آتش جنگ در عراق و سوریه را شعله ور می کرد و با هواپیماهای ترابری کارتن کارتن سلاح و مهمات برای داعش می فرستاد کجا بودید؟ آن زمانی که سربازان آمریکایی را در افغانستان یکی یکی به کشتن می داد دلتان به حال مردم آمریکا نمی سوخت؟! زمانی که بودجه چندمیلیارد دلاری آمریکا صرف جنگ افروزی های دولت دموکرات اوباما و حمایت از عربستان سعودی و جنگ یمن می شد، یا زمانی که همین قیافه سیاه پوست به ظاهر مظلوم!! ایران را در عرض شش ماه 10 بار تهدید به حمله نظامی می کرد، و حتی در پیام نوروزی خود هم این توهین ها و افتراها را به ملت ایران تکرار کرد، در کجا مشغول تفریح بودید؟

این مردمی هم که در آمریکا واقعا معترضند به دولت های قبل هم معترض بودند چرا که مساله فقر و بیکاری و ظلم به مستضعفین در این نظام سرمایه دار محور، بیداد می کند و این را آمار خود این کشور می گوید. امروز بدهی های آمریکا به چندین تریلیون دلار رسیده و کشورشان دچار رکود بی سابقه ای شده و این تظاهرات محملی برای فریاد بر سر سالها ظلم و آزار است. تا کی دولت آمریکا می خواهد با سکس و شراب مردم را سرگرم نگاه دارد و از فقر و بدبختی که دولت برایشان رقم زده است، کسی دم نزند؟ الله اعلم



::: شنبه 95/11/23::: ساعت 9:35 عصر

   1   2   3   4   5   >>   >

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 126
بازدید دیروز: 158
کل بازدید :261854
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<

دانشجویی گمنام. بیایید مسلمانی کنیم: «هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست/ ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست». طنز هم می نویسم اما: «طنز من هزل نیست، تعلیم است» از نظرات شما هم استفاده می کنم: «هرکه خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو/ کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست»
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
طنز[31] . آمریکا[20] . ازدواج[18] . خانواده[14] . فرهنگ[14] . داعش[12] . بدحجابی[12] . حجاب[10] . روحانی[9] . جنایت[8] . تکفیری[7] . اسرائیل[7] . برهنگی[6] . تهاجم فرهنگی[6] . بی حجابی[6] . جنگ نرم[6] . ساپورت[6] . غرب[6] . مذاکره[6] . ماهواره[5] . شبهه[5] . سلفی[5] . سوریه[5] . اشتغال زنان[5] . اسلام[4] . ایران[4] . اشتغال[4] . بی عفتی[4] . تحریم[4] . توهین[4] . شعر[4] . صهیونیسم[4] . مستهجن[4] . قرآن[4] . لختی[3] . فطرت[3] . فیلم موهن[3] . گناه[3] . وحشی[3] . شوهر[3] . شیطان[3] . شهادت[3] . عجیب[3] . عراق[3] . ظلم[3] . زنان[3] . ذلت[3] . تهدید[3] . جمهوری اسلامی[3] . جنگ[3] . تروریسم[3] . دعا[3] . دفاع مقدس[3] . جک[3] . حماقت[3] . انتقاد[3] . انحراف[3] . اقتصاد[3] . انتخابات[3] . برجام[3] . بی غیرتی[3] . اسراف[3] . اخلاق[3] . ISIS[3] . وهابیت[3] . وهابی[2] . یهود[2] . کار فرهنگی[2] . مالیات[2] . Daesh[2] . Wahhabi[2] . استخدام[2] . استکبار[2] . استکبار ستیزی[2] . اروپا[2] . اربعین[2] . terror[2] . takfiri[2] . اختلاس[2] . اسلام هراسی[2] . امام حسین[2] . انصاف[2] . خدا[2] . دشمن اصلی[2] . دروغ[2] . دزدی[2] . داستان[2] . خاطره[2] . حامد زمانی[2] . حقوق بشر[2] . خواب[2] . پیروزی[2] . تجاوز[2] . تروریست[2] . بی حیایی[2] . پول[2] . جنگ تحمیلی[2] . تکان دهنده[2] . جرم[2] . تهمت[2] . رهبری[2] . رسانه[2] . روسپی[2] . زن[2] . سوال[2] . سربازی[2] . سیاسی[2] . شبیخون فرهنگی[2] . شلوار[2] . صهیونیست[2] . عربستان[2] . غزه[2] . شغل[2] . سیاست[2] . شیعه[2] . شهید مطهری[2] . شکست[2] . ورزش[2] . وعده[2] . مرگ بر آمریکا[2] . هسته ای[2] . کاریکاتور[2] . گروهک تروریستی داعش[2] . مداحی[2] . نهی از منکر[2] . قالتاق[2] . فلسطین[2] . قیامت[2] . مصرف گرایی[2] . مضحک . مطهری . معراج السعادة . معنی . مغالطه . مقبولیت . مقدسات . مقصر . ملوک الطوایفی . ملیت . ملک عبدالله . من زئوس هستم . مناظره . مناظره اول . منافق . منطق رأی . مهدوی کنی . مهریه کم . موسوی . موش . موش کثیف . میثم مطیعی . میرسلیم . میش . ناامیدی . نابودی اسرائیل . ناگفته ها . ناموس . ناکولا باسلی ناکولا . نتایج . نجس . نرم افزار اندروید سلام . نسل کشی . نظارت . نظام . نظام دوحزبی . نفقه . نفوذ . نقد . نقض غرض . نگاه حرام . نماز . نمایش ضعف . گدا . گرانی . گرسنه . گرگ . گروهک تروریستی النصره . قسمت . قطعنامه . قفل . قهرمان . لطیفه . لعنت . لیبرال . مادر . مادی گرایی . مارقین . مال . فلسفه . فیس بوک . فیسبوک . فیلم جنایات . فرهنگ برهنگی . فرهنگ غلط . فرهنگ وبگردی . فروتنی . فریب . فساد . قالیباف . قبح شکنی .
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<