سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
هرگاه کسی را دیدید که به وی زهد در دنیا و کم گویی عطا شده، بدو نزدیک شوید که القای حکمت می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

مسلمان نوشته ها


اخیرا به مناسبت 7 آبان عده ای از اقصی نقاط کشور به سمت مقبره فعلی کوروش در پاسارگاد جهت زیارت و عرض ارادت به کوروش کبیر آمدند و بسیاری حل مشکلات کشور را از او خواستند و برای عزت و سرافرازی ایران به درگاه او دعا کردند.. برخی هم پا را از این فراتر نهاده و به آستان او سجده کرده و او را تقدیس و ستایش نموده اند!

پس از آن عده ای در فضای مجازی موضع گیری های تندی نسبت به این قضیه داشتند.  از جمله آقای حامد زمانی در پست اینستاگرامی خودش بیان کرده که جای فعلی مقبره کورش، مقبره مادر حضرت سلیمان است و اصلا مقبره کورش اینجا نیست. سپس اینکه چرا نامی از کوروش در شاهنامه و دیوان حافظ و سعدی نیامده. یا مثلا وی عنوان کرده که آثاری که از کوروش هست همه مربوط به 200 سال گذشته و ترجمه شده از زبان انگلیسی است و قبل از آن در تاریخ ایران چیزی در مورد کوروش نیامده است. و .... یعنی اجمالا عده ای در پی انکار و نفی کلی وجود شخصیتی در تاریخ به نام کوروش آمده اند.

فارغ از اینکه مقبره کوروش کجاست یا چنین شخصیتی با این نام در تاریخ وجود داشته یا نداشته بحث اصلی  اینجاست که عده ای بسیار سعی دارند بین ایرانیت و اسلامیت تفرقه بیندازند. وقتی چنین حرکت بزرگی از طرف طرفداران کوروش آنهم به صورت خانوادگی صورت می گیرد و در مقابل آن عده ای به این شدت موضع گیرند دقیقا آنچه اتفاق می افتد شکل گفتن یک دو قطبی است بین مخالفان و طرفداران کوروش. و این همان است که دشمن می خواهد. بهترین دستاویز دشمن برای ضربه به کشور دو قطبی سازی مردم بر سر هر مساله و عمیق کردن شکاف هاست. در واقع این زمینی است که او آن را طراحی کرده است و ما نباید با وارد شدن در این مناقشات، در زمین دشمن بازی کنیم.

عده ای دیگر بیان می دارند که علامه طباطبایی نیز در المیزان فرموده که آن کسی که بنام ذاالقرنین در قرآن آمده قابل مطابقت با کوروش است. یعنی پای علما را نیز به این دعوای ساختگی باز کرده و این بسیار بد است و این باعث موضوع گیری نسبت به علمای بزرگی مثل علامه نیز خواهد شد.

اما واقعیت این است که این نوع موضع گیری در مقابل یک جرکت طرفدارانه ناشی از نوع نگاه غلط ماست.  نفی کوروش در این فضا به نوعی نفی ملیت و ایرانیت است.اینجا باید موضوع را بشناسیم که اصلا «کوروش» و بود و نبود آن نیست. موضوع دوقطبی ساختگی اسلام و ایران است. بالاخره حتی اگر نام کوروش هم نبوده، تخت جمشید یک پایتخت باشکوه یک حکومت بوده است. یا بالاخره امپراطوری بزرگ ایران وجود داشته است!!

ما باید ببینیم ریشه های این حرکت و فکری که پشت آن است چیست. حرف مردم در این حرکت چه بوده و مغالطه کجا رخ داده است.

اولا باید دانست که به طور کلی دیانت و مذهبی بودن به هیچ عنوان با ملیت و وطنی بودن تناقض ندارد و این دو اصولا دو مقوله جداگانه هستند که برای هر شخصی وجود دارد. بالاخره هر شخصی اهل هر مسلکی باشد اهل یک ملیت و قومیت هم هست. مگر رسوم و فرهنگ یک ملت می تواند جای ایدیولوژی را بگیرد؟ اصولا آداب و رسوم در یک قاعده عقلی بعد از ارزشها و در حوزه رفتارهای فرهنگی می گنجد و نهایتا بتوانیم هنجارها را زیر مجمواعه فرهنگ عمومی بگنجانیم. لذا اولا عقلا و منطقا ملیت و قومیت  نمی توانند با هم تناقض داشته باشند چون از دو مقوله جدا هستند. دوست داشتن وطن و ملیت هم امری فطری است.

در ثانی ملیت ایرانی و دین اسلام یعنی ایرانیت و اسلامیت هم با هم تناقضی ندارند. مگر کدام یک از اصول و عادات فرهنگ ایرانی با اصول و رفتارهای اسلامی تناقض دارد؟ شهید مطهری در کتاب سنگین خدمات متقابل اسلام و ایران اثبات می کنند که نه تنها این دو متناقض نیستند بلکه همواره در طول تاریخ اسلام و تاریخ ایران در خدمت هم بوده اند و برای اعتلای همدیگر کوشیده اند. حتی سه اصل دین زرتشت همان که زیر مجسمه باصطلاح اهورا مزدا می نویسند یعنی کردار نیک پندار نیک و گفتار نیک هر سه صددرصد مورد تایید و ترغیب اسلام است. 

باید اذعان کرد دشمن ما دهها سال است که در پی ایجاد دوگانه ساختگی ایرانیت و اسلامیت است و همواره سعی می کند اسلام را عامل بدبختی ایرانیان جلوه دهد. او این کار را از طریق ترغیب حس ناسیونالیستی افراد انجام می دهد. اولا: می گوید شما ایرانی ها بزرگترین امپراطوری دنیا و ابرقدرت بودید و اسلام که آمد باعث زوال و از بین رفتن امپراطوری ایران باستان شد و دولت ایران وابسته به حکومت اعراب شد. لذا عزت ایرانیان پایمال شد.ثانیا مطرح می کنند: کوروش پادشاه آزادی و عدالت و حقوق بشر بوده است اما با مسلط شدن اعراب ظلم و بی عدالتی هم بر ایرانیان مسلط شد.

مهم ترین اشکال این تفکرات این است که دین اسلام را دقیقا معادل تعصب اعتقادی اعراب می گیرند و طبعا تعصب اعتقادی با آزادی عقیده سازگار نیست. می گویند اسلام یک سلسله عقاید خشک و متعصبانه و نیز پیروانی کاملا خشک مغز و متعصب دارد. لذا این افراد دایما به دنبال تحمیل عقایدشان بر دیگران و از جمله ایرانیان بودند. 

در حالی که این استدلال خود نقض غرض است: چطور آن تمدن و حکومت عظیمی که شما می گویید با آن همه تجهیزات در مقابل عده ای بادیه نشین دارای شمشیر شکست می خورد؟ 

تنها پاسخ این است که آنها داوطلبانه اسلام را بدون کمترین مقاومت پذیرفتند چون اسلام را آیینی خوب و مطابق فطرت پاکشان یافتند. اسلام را آیینی جهانی و انسانی و فطری یافتند که به آن ملزم شدند و اگر آیینی بود که فقط برای اعراب و مختص یک نژاد بود، هرگز نمی پذیرفتند. شعار و حرف و ندای اسلام و قرآن جهانی بوده است. در مورد تحمیل باید دانست عقل انسان به انسان می گوید که دین چون یک امر قلبی است، قابل تحمیل نیست. یعنی هیچ راه سخت افزاری وجود ندارد که بشود چیزی را در قلب کسی بدون اراده او وارد کرد. خود قرآن هم بر این صحه می گذارد که لا اکراه فی الدین. لذا مردم از ظلم و نابرابری زمان خسروپرویز ساسانی به تنگ آمده اند و یک ندای اسلام را شنیدند و خود با میل خود به آن گرویدند. اتفاقا پس از فروپاشی سیستم طبقاتی ساسانی، مفاهیمی مثل برادری، برابری برده با آزاد، عدالت و ... مطرح شد و این آیین اگر چه کامل هم مطرح نشد، اما برای مردم نجات بخش محسوب می شد.

حال نسبت ما با زمان کوروش و امپراطوری های بزرگ ایران چیست؟ طبعا اگر در ایران کوروش به عدالت و انصاف با مردم رفتار می کرده ما به این رفتارهای خوب او افتخار می کنیم و اگر ظلم و ستمی هم می کرده ما از این ظلم و ستم اعلام بیزاری می کنیم. ما قطعا از فساد و ظلمی که توسط پادشاهان در هر دوره ای در ایران وجود داشته و از اصل ظلم و ستم، به هیچ عنوان حمایت نمی کنیم و آن را محکوم می نماییم.

دین اسلام ما را با خوبی ها پیوند می زند و از بدی ها جدا می کند. لذا هر خوبی که در تاریخ باشد طبعا دین اسلام هم با آن موافق است و برعکس. یعنی از این نظر می توان گفت اسلام دین خوبی هاست. هیچ خوبی و خیری در دنیا نیست مگر آنکه مورد تایید اسلام است.

اما گره زدن همه خوبی ها با یک نژاد و یک مردم اشتباه منطقی است و نوعی نژاد پرستی است. اینکه بگوییم هر چیز و هرکس ایرانی بوده خوب بوده و بیگانه و غیر ایرانی را مثلا عرب را بد بدانیم از نظر واقع گرایانه و منصفانه بسیار قضاوت غلطی است. هم در ایرانی ها مردم خوب وجود داشته است و هم در عرب ها و مردم بد نیز در هر دو وجود دارد. اگر ما خود به نژادپرستی عرب ها (که عمومیت هم ندارد) منتقد هستیم و دائما این را بیان می کنیم که نژادپرستی و پیش داوری در مورد یک نژاد امر بدی است، خود نیز نباید به آن آلوده باشیم.

امروز اسلام هم ندای حقوق انسان و عدالت و محبت دارد. ندای حمایت از مستضعفین دارد. لذا آن کوروش خوبی که از آن یاد می شود هم اگر امروز می بود، به راه اسلام که راه صلح و صفا و عدالت است روی می آورد، کما این که شما می گویید به نقل علامه طباطبایی کورش همان ذوالقرنین است و این شخصیت از قدیسین قرآن است و از او به خوبی یاد شده. لذا ذوالقرنین پیرو دین پیامبری بوده که در زمان خود وجود داشته است و از این نظر کوروش امروز، همان مرد راه دین زمان یعنی اسلام خواهد بود. پس کسانی که به جای خدا به کوروش سجده می کنند، مورد لعنت کوروش قرار می گیرند و کوروش اگر امروز بود از کار آنها ابراز تنفر و برائت و انزجار می کرد.

کسانی که دنبال جایگزین کردن راهپیمایی روز کوروش با راهپیمایی اربعین حسینی هستند، دنبال یک امر کاملا واهی می گردند. چرا که انسان های خوب همیشه مورد تقدیر و تکریم قرار می گیرند نه به خاطر ملیت و نژادشان، بلکه به خاطر خوبی ها و اعمال خوبشان. کوروش اگر چه شخصیت محبوبی باشد، اما در مقایسه با حماسه عاشورا و امام حسین (ع) که چه ظلم ستیزی عظیم و چه قهرمانی های بزرگی را در راه نیکی و انسانیت انجام داده اند، بسیار کم رنگ است. لذا آن زیبایی و شکوهی که این حماسه در دلهای مردم دارد هیچ گاه فراموش نمی شود. اگر چه تقدیر از کوروش هم به مثابه یک شخصیت خوب و مثبت کار بدی نیست به شرطی که رنگ نژادپرستی نخورد.

دشمن در این بین قصد دارد یک کوروش ناسیونالیستی برای ایرانیان بسازد و آن را در مقابل شخصیت های بزرگ دینی قرار دهد اما کور خوانده است زیرا شخصیت های نیک و مردان الهی چون همه راه حق و حقیقت می پیمایند هیچ وقت در تضاد با هم قرار نمی گیرند. کما اینکه پیامبران همیشه مصدق و تایید کننده یکدیگر بوده اند.



::: یکشنبه 95/9/7::: ساعت 1:19 عصر


http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1395/7/29/5314806_420.jpg
1- برخی از افراد می گفتند چرا این قدر بر سر نتیجه انتخابات یک کشور دیگر بحث می کنید. این چه ربطی به ما و کشور ما دارد؟ ما چه کار به نتیجه انتخابات آمریکا داریم؟ پاسخ آن این است که البته ما کاری به آمریکا و مسائل داخلی اش نداریم، اما او به ما کار دارد. کسی که رئیس جمهور و رئیس دولت آمریکا می شود حرف ها و کارها و سیاستهایش چون خواه ناخواه مداخله جویانه در امور بقیه کشورهاست، لذا برای مردم دنیا و بخصوص ایران بعنوان دشمن آمریکا، این قضیه اهمیت دارد
نکته انحرافی: به نظر می رسد این که می گویند نتیجه انتخابات آمریکا در نتیجه انتخابات ایران تاثیر دارد و یک تحلیل هایی با مبنای پلیس خوب و پلیس بد انجام می دهند، مبنای علمی ندارد. به نظر شما چند درصد از مردم ایران وقتی می خواهند به یک ریئس جمهور رای دهند نگاه می کنند که رئیس جمهور آمریکا کیست و بعد رای دهند؟!!! مگر بگوییم غیرمستقیم دولت آمریکا اقداماتی می کند و مسائلی برای ما بوجود می آورد که در پاسخ به آن مسائل و مشکلات، مردم فرد حلال آن مشکلات را بعنوان رئیس جمهور انتخاب می کنند....که آن هم در فضای احساسی انتخابات ایران بعید است؛ اما در درازمدت می تواند تاثیراتی داشته باشد.
2- برخی دوست داشتند هیلاری کینتون رئیس جمهور آمریکا شود. استدلال این عده بسیار عجیب بود. می گفتند اولا زن است!!! ثانیا دموکرات ها روحیه لطیف تری دارند و حرف هایی که می زنند بیشتر از جنس حقوق بشر و دیپلماسی است. مثلا اهل مذاکره اند. اهل سازش اند. فقط اسلحه دست نمی گیرند که حمله کنند. می گویند: دموکرات ها مثل جمهوری خواه ها افراطی و تند نیستند. جنگ راه نمی اندازند.
این حرف دیگر از عجایب روزگار است: اول و ابتدا باید بگوییم که سگ زرد برادر شغال است.  هر کدام بیاید از دیگری بدتر است. اما اتفاقا بیشترین ضربه ای که جمهوری اسلامی و کشورهای اسلامی و مقاومت منطقه خورده است از امثال اوباما و کلینتون است. اینها روحیه نفاقشان بسیار بیشتر است. اینها منافقند و یک حرف می زنند و جور دیگر عمل می کنند. این گونه افراد گندم نمای جوفروشند. از طرفی دم از صلح و صفا و دموکراسی می زنند از طرفی هیلاری به بیش از 100 کشور دنیا سفر کرده و با افراد متفاوت برای شکل گیری داعش بودجه و امکانات جمع آوری کرده است. بیشترین تلفات و ضربات به کشورهای اسلامی و بیشترین قتل و جنایات در زمان دموکرات هایی مثل اوباما اتفاق افتاد. حمایت از عربستان که جنگ یمن را به راه انداخت ناشی از سیاست های به شدت خصمانه و جنگ طلبانه اوباما بود. او کسی است که پشت میکروفون می گوید من اصالتا ایرانی هستم و سبزی پلو با فیش (ماهی) دوست دارم. کسی که سفره هفت سین می اندازد و در همان پیام نوروزی برای ایرانی ها دعا می کند ولی همان جا بر ادامه تحریم ها علیه مردم ایران صحه می گذارد. کسی که بی شرمانه برای رهبری در بیمارستان پیام می فرستد ولی در عمل لحظه ای دوست ندارد نظام ولایت فقیه تنفس کند. این فرد و جریان را قرآن کریم «الد الخصام» معرفی می کند. یعنی دشمن ترین دشمنان با اسلام کسانی هستند که به تعبیری پنجه آهنین زیر دستکش مخملی دارند.
3- برخی دوست داشتند ترامپ رئیس جمهور شود. اولا و ثانیا و ثالثا تاکید می کنیم سگ زرد برادر شغال است. اما آنچه از مجموع حرف های ترامپ بر می آید این است که به طور صریح اشاره به فساد موجود در آمریکا می کند و ادعای تغییر رژیم دارد. البته ادعای پوچی است اما رهبری از حرف صریح این فرد خوشحال می شود و می گویند: حرف ما را باور نمی کردید. اما ببینید آنها خودشان دارند بی پرده واقعیت خودشان را می گویند. چنین دشمنی برای ما بهتر است و ما با او راحت تر می توانیم بجنگیم. دشمنی که روراست است به مراتب از دشمنی که آب زیر کاه و منافق است بهتر است. دشمنی که سلاح دست می گیرد و می خواهد بیاید با ما بجنگد خب طبیعی است ما نیز با او خواهیم جنگید.
در ثانی باید دانست که ترامپ بر موجی از خواسته ها در بین اقشار مردم آمریکا سوار است. موجی که از وال استریت شروع شد و در ادامه جنبش های سیاهان و مثل جنبش «شلیک نکن من هنوز زنده ام» به اعتراضات عمومی در شهرهای مختلف آمریکا منجر شد. این موج خواستار اصلاحات اصلی در دولت آمریکا و سیاستهایش است. و این از این نظر می تواند منجر به خرسندی شود که مردم آمریکا که علیه سیاستهای خصمانه دولتش قیام کنند، می توانند برخی مسائل و معادلات را تغییر دهند. مثلا اگر جنگ شود و مردم سرباز به جنگ نفرستند و شدیدا با این امر مخالفت کننند، این می تواند در سرنوشت جنگ تاثیرگذار باشد. یا مثلا در مساله مالیات نیز همین طور است. لذا مقبولیت عمومی برای دولت آمریکا یک فاکتور حیاتی محسوب می شود. و اگرچه ترامپ هرگز نمی تواند شعارهایی که می دهد را عملی کند اما همین که حرف هایی گفته شود و دغدغه هایی از مردم آمریکا زنده باشد، می تواند کورسوی امیدی در این شام تاریک سرنوشت آمریکایی باشد.



::: چهارشنبه 95/8/19::: ساعت 5:13 عصر


سخنی بسیار مهم و پایه ای در مورد عزاداری و قیام عاشورا

1268808_100

لطفا این مطلب را تا آخر و با دقت بخوانید. بحثی بسیار مهم است که با یک سوال شروع می شود و آن این است:

علت این همه گریه و عزاداری و روضه خوانی و ناراحتی و غم و اندوه چیست؟ صدها سال پیش، هزار و اندی سال پیش یک اتفاقی افتاده که تلخ بوده. خب هزاران و ده ها هزار اتفاق تلخ تر هم افتاده و کشت و کشتار و جنایات بشر علیه بشر بوده است. چرا برای همه آنها عزاداری نمی کنید؟ بسیاری انسان های خوب دیگر هم کشته شده اند. مادر و کودک ها کشته شده اند. جسارت شده است، به فجیع ترین وضع در آتش سوخته اند. سر بریده اند. کشته اند و …. . خب چه دلیلی دارد یک حادثه خیلی قدیمی این قدر تکرار شود. بازخوانی یک حادثه مربوط به صدها سال پیش چه فایده ای دارد؟ بعد هم یک بار دو بار، صدها سال است این حادثه بازخوانی می شود و بصورت تکراری حوادثش بیان می شود. چرا؟ آیا حوادث عبرت آموز دیگری در تاریخ وجود ندارد؟ آیا ما می توانیم و توان داریم برای تمام مصیبت هایی که بر بشریت وارد شده همواره ناراحت باشیم؟ این طور که زندگی ما مختل می شود. اگر ناراحتی برای جنایات بشر علیه انسان های خوب، لازم است، این طوری که خیلی غیر منطقی است. ما همواره و در همه لحظات باید نگران و ناراحت باشیم که چرا فلان موقع فلان کار زشت را کردند و جنایت کردند. خب بالاخره انجام شده است. و غصه خوردن بر کار انجام شده وجهی ندارد. فایده ای ندارد. این همه در سر زدن و عزاداری کردن و غم و اندوه خوردن و مجالسی که برگزار می شود دقیقا برای چیست؟ اگر بگویند بخاطر محبت به آن شخصیت و خاندان اوست، خب این که غیر عقلانی است این همه مجلس عزا و غم و اندوه برپا کنند صرفا به خاطر این که یک شخصیت را که مردم دوست دارند، به طرز فجیعی کشته اند. نهایتا چندسال بعد از کشته شدن این مراسمات برگزار می شود. چرا باید سینه به سینه منتقل شود؟ آیا عقلانی است ما سنت گذشتگان خود را انجام دهیم و بدون چون و چرا مطالبشان را نقل کنیم و عینا همان مراسمات را دوباره تکرار کنیم؟ خب مردم الان که دیگر کسی به نام امام حسین را ندیده اند و نشناخته اند که بخواهند او را دوست داشته باشند. ایشان یک شخصیت تاریخی است. بسیاری از شخصیت های تاریخی را کشته اند. به علل مختلف. شخصیت های محبوب و مورد احترام مردم. اما برای هیچ یک این قدر هر سال مصیبت گرفته نمی شود. چرا که دیگر به تاریخ می پیوندد. لذا برگزاری چند ده هزار مجلس که در همه آنها فقط غم و اندوه خورده شود و یک حادثه تلخ بازخوانی شود ، و این حادثه به فراموشی سپرده نشود، باید یک دلیل موجه عقلانی داشته باشد. و الا کاملا غیر عقلانی و بی منطق است. این همه خرج هم که میشود و وقت هایی هم که گذاشته می شود بی منطق است. دلیل آن چیست؟ چرا مردم این قدر غصه می خورند؟ خب شما می دانید که اگر چیزی خیلی تکرار شد دلیل بر خوب بودن و درست بودن آن نیست. ولو اینکه دهها هزار مراسم در کشور ایران همزمان در محرم برگزار شود باز هم این عقلا باعث توجیه قضیه نمی شود.

لطفا جواب تند به این صحبت ندهید. این که اگر کسی به عزاداری امام حسین اعتراض کرد و علت آن را سوال کرد، اگر با پاسخ تند و با تشر و تکفیر و عصبانیت برخورد شود، جز بی منطق بودن و بی منطق جلوه کردن طرفداران دین اسلام نتیجه دیگری ندارد. پاسخ باید قانع کننده و راضی کننده باشد که برای هر کسی که واقعا نمی داند، چه طرف مسلمان باشد و چه مسلمان نباشد. یا مثلا از افرادی باشد که به خاطر مسلمان بودن و شیعه بودن پدر و مادر اسما شیعه هستند اما چیزی از علت کارهای شیعیان نمی دانند، این مساله روشن شود و نباشد مانند افرادی که گول یک پروپاگاندا و تبلیغات وسیع را خورده اند و فقط در ظاهر به اهل بیت محبت پیدا کرده اند. بله. واقعیت این است که اگر فرد عمیقا این مساله را نشناسد، موقعی می رسد که می گوید من گول این همه تبلیغات و فیلم و کتاب و پرچم و پارچه و نوحه و سینه زنی و مراسم را خوردم ولی الان فهمیدم که همه اینها بی منطق بود. بی دلیل بود و صرفا سرگرمی و اتلاف وقت بود.

متاسفانه یک انگ دیگری هم که سریع چسبانده می شود این است که خب این ها همه شبهه افکنی دشمنان دین است. این ها همه دستگاه های استکباری نشر می دهند و سعی می کنند اعتقادات جوانان ما را تخریب کنند. این حرف هم خیلی متعصبانه است. اگر چیزی را آنها بیان کردند دلیل نمی شود که برای کسی سوال نیست و صرفا زورکی ایجاد شده است. نه . یک بحث منطقی است. ربطی هم به داخل و خارج ندارد. برای یک فرد این سوالات خود بخود ایجاد می شود اگر ذره ای اهل فکر باشد. نه این که صرفا چشم و گوش بسته در مراسمات شرکت کند و تظاهر به ناراحت بودن و گریه کردن کند به خاطر این که شنیده است این کار ثواب اخروی دارد. لذا این مجموعه سوالات شبهه افکنی هم نیست که بعضی غصه بخورند. باید این قضیه روشن شود. عمیق هم روشن شود که بالاخره وجه این کارها چیست. هدفش چیست. قرار است ما در ده روز محرم که عزاداری می کنیم و ناراحت می شویم و غصه می خوریم، بعدش چه اتفاقی بیفتد. قرار است چه چیزی به ما اضافه شود. آیا ما فقط باید مانند ربات شرکت کنیم چون توصیه شده است؟ یا چون ثواب اخروی دارد و گفته اند گناهان ما آمرزیده می شود و از عذاب جهنم نجات می یابیم؟ دیگر چه کار داریم که هدف چیست و برای چیست و اصل قضیه چه بوده است. این همه هیئت که تماما و یا قریب به اتفاق «ابراز احساسات» است و احساسات هم دلیل منطقی ندارد. چیزی در ابراز احساسات برای ما جا نمی افتد. صرفا ممکن است مقداری تحت تاثیر قرار بگیریم و بعد از مراسم هم تمام آن غصه های موقتی تبدیل به خنده و شادی شود و انگار نه انگار که چیزی بوده است و مصیبتی اتفاق افتاده است. می توانیم این قضیه را بعد از مراسمات بین افراد ببینیم. اما اگر واقعا عمیقا فهمیده شود، این غصه اصلا به مجلس عزا ختم نمی شود. فرد همواره ناراحت است و در دلش غصه می خورد و دنبال انجام کاری است. دنبال حصول نتیجه منطقی عزاداری است که به درد امروزش بخورد.

پاسخ در حد فهم نویسنده به طور خلاصه:

اول از همه سوال کننده باید ذهنش را از همه این مراسماتی که دیده که انجام می شود و شعر هایی که خوانده می شود و خالی کند. زیرا از این مراسمات لزوما نمی توان به عمق قضیه رسید. باید از ابتدا شروع کرد و دید چگونه به این جا رسیده است. این مراسمات ظاهر قضیه است و صرفا ناراحتی و عزاداری برای یک حادثه قدیمی تاریخی است.

مساله اصلی در یک کلمه «عدالت» است. اقدام علیه ظلم است. ساکت ننشتن در مقابل ستم و زورگویی است. در مقابل دروغ و فریب است. قیام علیه فرد و جامعه و حکومت ظالم و زور گو و ستم پیشه است. خفه نشدن در مقابل زورمداران و ارباب ثروت و زر و زور و تزویر است. در مقابل کسانی که می خواهند حق دیگران را پایمال کنند، دیگران را بکشند و جان و مال و ناموس دیگران را به غارت و تاراج برند، جنگیدن است. دست به سلاح بردن برای مقابله با جنایت علیه انسانیت است. علیه خوبی هاست. در یک کلام جنگ خوبی ها با بدی هاست برای از بین رفتن بدی ها. از میان بردن پلیدی ها و زشتی ها. جانمایه و بحث اصلی و موضوع عمیق این قضیه این است. هر چه گفته می شود و خوانده می شود و داد زده می شود، را کنار بگذاریم، جان قضیه این است. روح قضیه و ماجرای تاریخی امام حسین این است. با همه جزئیاتی که به آن اشاره می شود همه می خواهد به این ختم شود.

تمام ماجرای امام حسین به این می خواهد ختم شود که نباید در مقابل زورگویی ساکت بود. در مقابل حق خوری و گمراهی ساکت بود. هیچ کس از مردم نباید بگذارد بدی در جامعه وجود داشته باشد و رشد کند. جنگ همه خوبی های اخلاقی با همه رذایل و بدی های اخلاقی است. جنگ امام حسین یک جنگ ساده بر سر یک حکومت نیست. برای حکومت کردن نیست.

اصلا جنگ دین اسلام با کفر و مخالفان اسلام، به خاطر خود اسلام نیست. به این دلیل نیست که اسلام بخواهد خودش را با زور اثبات کند و تحمیل کند. اصلا اسلام بر سر خودش جنگ ندارد. دقت کنید. عده زیادی شبهه می کنند که دین اسلام یک دین متعصب و زورگویانه است. می خواهد به زور همه دنیا را مسلمان کند. هر کس هم که با او مخالفت کرد می خواهد سر به تنش نباشد. او را دوست دارد از سر راه بردارد. لذا برای حکومت و به دست گرفتن آن، امامش راه می افتد و این فاجعه کربلا پدید می آید. چرا که اسلام تماما دوست دارد اقوام و خویشان پیغمبرش به حکومت برسند و کس دیگری حق حکومت ندارند. لذا شبهه می کنند که اسلام امده بر مردم سوار شود و خود و وابستگان به آن صاحب قدرت برتر شوند. اما این حرف ها تماما غلط است. اصلا اسلام دین افراد متعصب نیست. بزگترین برخوردها را اسلام با بی عقلی کرده است. بی عقل ترین مردم جهان را که عرب های جاهلی بودند با منطق آشنا کرد. اسلام بسیار از بی عقلی و تعصب منتفر است به حدی که کسی را که متعصب است دیندار نمی داند. بی عقل را اصلا داخل در دین نمی داند. حتی جایی گفته است: هر کس در دلش به اندازه دانه کوچکی تعصب باشد بوی بهشت را حس نمی کند. اسلام اسلام احمق ها نیست. بلکه اسلام عاقلان است. اسلام انسان های با منطق است. لذا دین اسلام بر سر اسم با هیچ کسی جنگی ندارد. بر سر این که حالا چقدر از افراد مسلمان هستند و چقدر مسلمان نیستند، بحثی ندارد. بلکه اسلام به دنبال «حق طلبی» است. انسان های حق طلب مورد قبول اسلام هستند و دین اسلام آنها را تایید می کند و از خود می داند. کلمه «حنیف» هم به این معنی است. کسی که دنبال حق و حقیقت است و این یک صفت انسانی است. همه ما وجدانا حق طلبی را دوست داریم. کسانی که دنبال این باشند هر کاری درست انجام شود. هر چیزی درست سر جای خودش باشد. اسلام دنبال خوبی است. معتقد است یک خوبی در دنیا وجود دارد و یک بدی. بدی باید از بین برود و همه جا پر از خوبی شود. لذا انسان های خوب را اسلام دوست دارد. مثلا سخن و حرف راست و راست گویی مورد قبول و تایید اسلام است و دروغگویی را بد می داند و معتقد است باید دروغ از بین برود. اصل حرف اسلام با تمام دنیا این است که بیایید انسان های خوبی باشید. بیایید حق طلب باشید. مساله «هدایت» در دین اسلام یعنی چه؟ یعنی این که کسی را از بدی به سمت خوبی بکشاند. از طرق مختلف. پس اسلام به دنبال این نیست که هر کس بد است، نباشد و کشته شود و نابود شود. بلکه دنبال هدایت است. یعنی دنبال این است که افراد بد، از بدی ها کناره گیری کنند و خوب شوند. اخلاقشان خوب شود و زندگی شان درست شود. پس همه جنگ اسلام، همه درگیری اسلام با کسانی است که نمی خواهند خوب شوند. درگیری اسلام با تفکری است که منفعت خود را در بدی و بد بودن می بیند.

پس فلسفه جنگ در اسلام حق و عدل و ظلم است. جنگ اسلام جنگ قبیله ای نیست. جنگ نژادی نیست. جنگ بر سر خود اسلام نیست که عده ای مسلمان باشند و لزوما با عده ای که مسلمان نیستند مشکل داشته باشند. عده ای هستند که دوست دارند بدی را بصورت خوبی جلوه دهند چون با این کار حکومتشان حفظ می شود. منافعشان ثابت می ماند. این افراد دوست ندارند هدایت شوند. دوست ندارند خوب شوند. باهر روشی اسلام سعی می کند آنها را از بدی به سمت خوبی ببرد، آنها قبول نمی کنند و مقاومت می کنند. اصلا «امر به معروف» امر به اسلام و قبول آن نیست. بلکه امر به خوبی است. نهی از منکر هم نهی از بدی هاست. جلوگیری از ارتکاب بدی توسط انسان هاست. خب حال کسی که به بدی اصرار دارد و به هیچ وجهی حاضر نیست خوب شود، اسلام با این فرد و با این جامعه و با این حکومت می جنگد تا او را به راه خوبی برگرداند. یا در غیر این صورت نابود شود. از  بین رود. چرا که بدی مانع خوبی است. ظلم و ستم و بدی نباید باشد. اسلام با بی تفاوتی در مقابل ظلم و ستم دشمن است. اسلام با بی اهمیت بودن زندگی دیگران برای انسانها دشمن و مخالف است. اسلام دوست دارد همه دنیا پر از عدل و خوبی و خیر شود.

حال که فهمیدیم علت اصلی همه درگیری های دین اسلام چیست، می توانیم تحلیل کنیم.

هدف اسلام این است که حکومتی بر سر کار باشد که عادل باشد. شخصی حکومت کند که حق هر کسی را به او بدهد. خوبی را گسترش دهد. نه اینکه بی عقلی را گسترش دهد. انسان ها کارها را درست و صحیح انجام دهد. بهترین سبک زندگی را داشته باشند.

اسلام یک ادعا دارد که بهترین نحوه زندگی را خودش ارائه می دهد اما بر سر این عقیده به هیچ عنوان تعصب ندارد. یعنی بر سر کلیت این که اسلام بهترین راه نجات است کاملا بحث می کند و استدلال می آورد. اما نوع کارهایی که اسلام به مردم می گوید که انجام دهند، اکثر آن را مردم می فهمند که خوب است. کارهای نیکی است. بسیاری از قوانین اسلام همه پسند و مناسب و متناسب با وجدان همه انسان های عالم است. مثل اخلاق وسیعی که در اسلام توصیه شده است. پاره ای دیگر از قوانین هم هستند که خوبی آن برای همه کس واضح نیست و نیاز به توضیح دارد. اما بد هم نیست و با وجدان انسان در تضاد وتناقض نیست. پس اسلام همه اش خوبی و خیر و نیکی است. مبارزه با بدی هم اصول و اساس کارهای اسلام است.

به این معنا اسلام بیشتر از این که به دنبال تربیت مسلمان باشد به دنبال تربیت انسان های حق طلب و حق جو و حق خواه است. اسلام ادعا دارد که اوج حق خواهی و حق طلبی و اوج انسانیت و انسان بودن یک شخص در مسلمان بودن او متجلی می شود. یعنی اگر فردی بسیار حق طلب، اهل همه خوبی ها و مخالف کامل همه بدی ها باشد و هم در اعتقاد و هم در زبان و هم در عمل به این قضیه عمل کند، یک مسلمان واقعی و کامل است. اما اصول کلی دین اسلام کاملا قابل بحث منطقی و مباحثه عقلی است و اصلا این اصول از نظر اسلام اصول عقلی است نه اصول تعبدی و صرفا پذیرفتنی. یعنی در اسلام هیچ کس حق ندارد بی منطق و صرفا به خاطر پذیرفتن دین اسلام، این اصول را بپذیرد. تا به آنها نرسد و تا کاملا برایش مورد پذیرش نشود، قبول کردن چشم و گوش بسته اصول دین، از نظر اسلام هیچ ارزشی ندارد. اصطلاحا گفته می شود اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی. یعنی تقلید در اصول حرام و ممنوع است.

اشخاصی مثل شهید مطهری، در کتاب ها و نوشته هایش سعی دارد این منطقی بودن و عقلی بودن اصول و قوانین اسلام را تا حدی نشان دهد و برای مخاطبان نمایان کند. یک کتاب ایشان نوشته است به نام حماسه حسینی که دو جلد است. در آنجا ریشه و روح قیام امام حسین را علیه حکومت وقت به صورت کاملا عقلی و منطقی بیان می کند و بیان می کند که چرا ما عزاداری می کنیم و عزاداری می کنیم که چه بشود و چه نتیجه ای برای ما حاصل شود. چه نتیجه عملی برای ما داشته باشد. و همین حرفی که ما در اینجا زدیم را با بیان دیگر بیان می کند. این که هدف حق طلبی و ظلم ستیزی است. چه در حوزه فردی و چه جامعه و چه حکومت. یعنی هم باید با فرد ظالم مبارزه کرد هم باید با جامعه ظالم مبارزه کرد و هم باید با حکومت ظالم مبارزه کرد. قیام امام حسین هر سه نوع مبارزه را در بر می گیرد. یعنی اسلام به ما می گوید با ظلم باید در هر سطحی مبارزه کرد. امام حسین که بسیار به اسلام مومن بود همین کار را دقیقا کرد. این مبارزه با ظلم باعث واکنش بسیار خشن ظالم و ستمگر شد. لذا آن فاجعه کربلا با همه ابعاد پیش آمد. البته یک نکته دیگر هم بود که آن حکومت ظالم، ظلم هایش را تحت لوای اسلام می کرد و این قضیه را شدید تر و مهم تر می کرد. البته اگر به نام اسلام هم نبود باز وظیفه انسان مسلمان بود که با ظلم مبارزه کند اما اگر ظلم، به صورت حق و عدالت جلوه داده شود قضیه حیاتی تر می شود چرا که بیشتر انحراف ایجاد می شود و فریب و کلک و دروغ  و تظاهر و خدعه و نیرنگ در آن بیشتر می شود.

خب حال این کار فایده اش چیست؟ فایده اش این است که همه ما برگردیم به حق طلبی. ما هم با ظلم مبارزه کنیم. در مقابل ظلم ساکت ننشینیم. خفه نشویم که گروهی به گروهی دیگر ستم کنند و حقشان را بخورند و آنها زور و قدرت نداشته باشند که حق خود را پس بگیرند، گروهی کارهای زشت کنند و زشتی ها و بدی ها را سعی کنند گسترش بدهند، و کسی هم به آنها هیچ نگوید. این سکوت به شدت در تضاد با اسلام است. عملا اسلام به کسی که در مقابل این حق و ظلم ساکت باشد، مسلمان نمی داند هرچند ظاهرش مسلمان باشد. جمله شهید مطهری این جا جالب است: شمر 1400 سال پیش مرد. به درک واصل شد. شمر امروزت را بشناس. شمر امروز موشه دایان است…. یعنی نخست وزیر اسرائیل همان مصداق شمر و مصداق ظلم و ستم امروز است و تو اگر می خواهی عزاداری ات فایده داشته باشد باید سعی کنی با شمر بیشتر مبارزه کنی. از هر طریقی که می توانی.  در غیر این صورت خواندن نوجوان اکبر من، هیچ فایده ای ندارد و حتی تحریف فلسفه عزاداری و قیام امام حسین محسوب می شود.

لذا هر چقدر عزاداری امام حسین باعث شود که افراد ظلم ستیز تر شوند و حق طلب تر و حق گو تر و حق خواه تر باشند، افراد بیشتر به سمت خوبی ها نزدیک شوند این یعنی عزاداری به هدف خود رسیده است. این که می گویند هر اشکی که برای عزای امام حسین ریخته شود باعث بخشش گناهان می شود و مقدس است، از نظر شهید مطهری نیاز به توضیح دارد. به هیچ عنوان هر اشکی باعث آمرزش نمی شود. بلکه اشکی که فقط برای دلسوزی نسبت به اهل بیت و تماشای وصف ذلت و بدبختی اهل بیت شود، اشک ترحم اصلا مورد قبول نیست. چون اشک ترحم همان طور که برای یک مظلوم عادی ممکن است ریخته شود برای امام حسین هم ریخته می شود. بلکه اشک اصلی اشک حماسه است. اشک بر مظلومیت حق و ناراحتی برای گمراهی انسان ها باشد. ناراحتی برای این که افرادی که به حق قیام کنند و قصد اصلاح جامعه را داشته باشند این طور به خاطر جهل و نادانی مردم و حکومت منافق، سرکوب می شود. اشک بر حماسه آفرینی در راه احیای حق و عدالت است. این حماسه آفرینی مفهومی جهانی است و همگان را تحت تاثیر قرار می دهد. این رمز ماندگاری قیام امام حسین است. ذکر این حق طلبی اگر حتی هر ساله تکرار شود به خاطر این است که هر ساله ظلم هست و مظلوم هست و قرار است با این عزاداری ها افراد عملا بیشتر به مبارزه با ظلم و ظالم بپردازند و به سیره امام حسین بیشتر عمل کنند. قرار هست با عزاداری بیشنتر حق طلب شویم و بیشتر برایمان مهم باشد و بیشتر ناراحت شوند که عده ای ظلم می کنند. بی گناه می کشند. بر جان و مال افراد مسلط شده اند. دیگران را وابسته به خود کرده اند و آزادی را از مردم دنیا سلب نموده اند. ناراحت شوند و بخواهند کاری کنند. عزاداری حماسه آفرین یعنی عزاداری که به همه انسان ها نیت و انگیزه شروع کار خوب و دعوت به خوبی ها را دهد. هر کسی هر آنچه می تواند بخواهد که با بدی ها مبارزه کند و آنها را تبدیل به خوبی کند. کسی با جهل مبارزه کند با علم، کسی با دروغ مبارزه کند با راست. کسی با برهنگی مبارزه کند با پوشش و قص علی هذا.

لذا عزاداری باید به ما تذکر دهد که مبارزه با ظلم و بدی ها نیاز به تلاش زیاد دارد. نیاز به جهاد و کوشش زیاد در راه نیکی ها دارد. لذا ما اهل جهاد شویم. اهل مبارزه و کار و تلاش شویم. اهل کار در جهت اهداف خوب و نیکی شویم. اهل اصلاح بدی در همه دنیا شویم. عملا عزاداری می خواهد ما را بیشتر انسان کند. یک انسان واقعی.

ان شا الله در حد فهم خودم توضیح داده باشم. اما باز این یک تلاش کوچک بود. کسانی که می توانند خواهش می کنم بیشتر روی این قضیه اسلام و حق طلبی صحبت کنند و عقلانیت را در نهضت عاشورا بیشتر نشان دهند و نمایان سازند.

اما در مورد اشکالات وارد بر عزاداری های امروزی و این که چقدر با این اهداف فاصله دارند فعلا مجال بحث نیست.



::: چهارشنبه 95/7/21::: ساعت 12:49 صبح


آتئیست ها یعنی بی خدایان. کسانی که به هیچ خدایی اعتقاد ندارند. این یک سابقه تاریخی هم دارد ، که گفته می شود در کل جهان 1.1 درصد بی خدا هستند و این درصد از بی دین ها جداست. البته تفکرات فلسفی هم پشت بسیاری از اعتقادات افراد بی خدا در اصل وجود داشته ولی زمانی که عمومی شده صرفا نتیجه تفکرات است که به منصه ظهور می رسد.

امروزه این افراد که خود را بی خدا می نامند در ایران سعی در تشکیل گروه ها و انجمن هایی در فضای مجازی می کنند و سعی دارند به هر ترتیبی که هست، متحد شوند و حرف واحد بزنند. البته مشخص است که بسیاری از کارهایی که می کنند نیاز به بودجه های مالی هم دارد که چه بسا از راه های مختلف تامین می شود.

روش های جذب این افراد از طریق نفوذ در شبکه ها و فضاهای اجتماعی و دادن لینک های کانال ها  و مراجع فکری خود به عموم مخاطبان و جذب از همین طریق است. گاهی هم از طرق دیگری مثل کانال های مستهجن و فیلم های پورنو، به تدریج فرد را جذب در گروه فکری خود می کنند.

متاسفانه مدتی است در ایران، در شبکه‌های مجازی افراد ملحدی با نام آتئیست اقدام به انتشار افکار پلید و مادی‌گرایانه خود کرده و بر روی افکار پاک بعضی از جوانان تأثیرات مخربی می‌گذارند. یکی از راه‌های پلید آنان که ظاهرا سرمایه‌گذاری مالی بسیار قوی پشت این مسئله می‌باشد کلیپ‌های انیمیشن «من زئوس هستم» می‌باشد .

تفکرات این کلیپ ها بیشتر به عرفان حلقه شباهت دارد.

موضوعات این کلیپ ها: اشکال به آیات قرآن از قبیل ماجرای دریاهای به هم رسیده، کشتی های بزرگ، ماجرای ذوالقرنین، ماجرای ازدواج با محارم، ماجرای خلافت، ماجرای امام حسین ع، ماجرای شجاعت و فضایل حضرت علی ع، روز قیامت، مسئولین جمهوری اسلامی، .... اقدام به ترویج افکار منحرف می کرد.

بسیاری از سایت های پاسخگویی به شبهه و سایت های دینی سعی در نقد و بررسی این کلیپ ها داشته اند و با اقامه ادله و براهین سعی در رد افکار موجود در کلیپ ها نموده اند، البته این کار خوبی است. اما غافل از اینکه انیمیشن را جز با انیمیشن و کار هنری نمی توان جواب داد. آن کلیپ ها همچنان در حال دانلود شدن از شبکه ها هستند و تاثیرات خود را می گذارند اما حتی ده درصد از آن دانلود کنندگان نقدهای علما را بر کلیپ ها مطالعه نخواهند کرد. زیرا جنس کار این دو متفاوت است.

خوشبختانه مطابق خبری که در تاریخ 29 فروردین امسال 1395 در خبرگزاری ایکنا منتشر شد، این فرد، در خراسان جنوبی دستگیر شد و روانه زندان شد. کلیپ ها و کانال ها و فضاهایی هم که در فضای مجازی درست کرده بود، همگی منهدم شد.

 

اما شبکه های بزرگ ویدیویی مثل گوگل و یوتیوب، هنوز اقدام به انتشار جدی این کلیپ ها می نمایند و به هیچ عنوان زیر بار این که کلیپ ها از سامانه آنها حذف گردد نمی روند. 

انحراف من زئوس هستم



::: شنبه 95/7/10::: ساعت 12:26 صبح


یک مدتی بود دنبال یک شبکه اجتماعی ایرانی با امکانات بالا می گشتم. ساینا رو نصب کردم دیدم هم لنگی داره هم سرعتش پایینه. دومین شبکه ای که نصب کردم اسمش «سلام» بود. اولش خیال کردم صرفا جامعه مجازیه، اما بعدا فهمیدم یک نسخه ایرانی از اینستاگرام هست که واقعا روی اون زیبا کار شده.

نصبش مثل تلگ و واتس هست. کد فعال سازی میاد و می زنید. اما خودکار نمی زنه مثل تلگ های جدید.

مثل اینستاگرام 4 قسمت داره و هر قسمتی بهر کاری! قسمت اول کلا هر کسی هر پستی بصورت عکس و متن بگذاره میاد صفحه اول. کاریش هم نمی شه کرد. این ماجرای تب اول بود. پست های ملت رو که باز می کنید می شه لایکشون کنید، نظر بدید و فالوشون کنید.

در تب دوم که همون تب قلب هست: شما در این قسمت می تونید پست های خودتون رو در کل فضای سلام منتشر کنید. هر چی بذارید، همه می بینن و ممکنه لایکتون کنن و نظر بدن. اون چیزی که شما فرستادید و اون چیزی که فالو کردید و از دوستاتون برای شما اومده، توی این تب قلب جمع می شه. جالبه...حتی می تونید پست های خودتون رو هم لایک کنید!! البته اگه دوستش دارید

تب سومی تب چت خصوصیه. هر کسی که عضو شبکه سلام باشه و روی گوشیش نرم افزار نصب باشه و فعالش کرده باشه، توی قسمت بالا عنوان مخاطبین رو انتخاب می کنید و لیستشون میاد. شروع می کنید باهاش چت کردن. استیکر هم یه تعداد محدودی داره و یه تعداد دیگه هم باید دان کنید. سرعتش بد نیست. بعضی موقع ها ممکنه کمی کند بشه که مشکل از سرور هست احتمالا. ولی کارتون راه میندازه

جالبیش اینه که قابلیت راه اندازی گروه و کانال رو هم داره. بسیار شاد شدیم!

تب چهارمی هم تب پروفایله. کلا مشخصاتتون و غیره رو می تونید ویرایش کنید. اونایی که فالو کردید و اونایی که نظر گذاشتن یا لایک کردن در یک قسمتی به نام زنگ هشدار اون بالا نشون می ده که با کلیک روش این اطلاعاتو می بینید.

این کلا توضیح نرم افزار بود: حالا معایبش:

1-      بعضی موقع ها مخاطبا رو دیر باز می کنه.

2-      با بعضی گوشیا پیام بسته شدن می ده و بسته می شه.

3-      استیکرهاش کیفتشون خیلی بالا نیست. تنوعشون هم خیلی زیاد نیست اما خوبه.

4-      بعضی دکمه ها مثل دنبال کردن، کیفتشون پایینه و کوچیکن

5-      سرعت لود عکس پروفایل کمی پایینه و طول می کشه. مثل اوایل واتساپ! توی چت ها، گاهی عکس پروفایل رو نشون نمی ده و فقط شماره یا اسم طرف هست.

در کل بگم. شبکه خیلی باحالیه. خصوصا این که مطالب غیر اخلاقی کمترین میزان رو توی این شبکه دارن. کسایی که می رن عضو می شن معمولا آدم های اخلاقی و خوبین. پستاشون هم جالبه و قابل استفاده.

نصب کنین بیایین توی ایران با هم باشیم. نه توی خارج با هم حرف بزنیم و خودمون تو ایران باشیم.

فقط «سلام»! ختم کلام!!!

اگه میخاید دانلود کنید از این لینک: دانلود


http://newsroom.dana.ir/content/upload/d4d907ec-e783-4e30-8feb-8ed36108a1cf.png

http://newsroom.dana.ir/content/upload/798d2872-8e47-4670-ac97-252facb502b1.png



::: شنبه 95/7/10::: ساعت 12:18 صبح


گفتیم: چرا بعد از برجام گشایش اقتصادی برای مردم حاصل نشد؟ گفت: «‌مگر برجام را من آوردم. برجام را خدا آورد.» این سخنان احیانا از ذهن یکی از مفتی های وهابی آل سعود یا رهبران متعصب گروهک های تکفیری بیرون نیامده است. احیانا ما نیز در قرون اولیه اسلامی نیستیم که دعوای معتزله و اشاعره در بورس باشد و اشاعره جبری مسلکُ‌برای اثبات معتقدات کلامی خود بخواهند استدلال کنند که: هر آنچه فعل ماست اراده خداست و هر چه اراده خداست مقدس است! احیانا عطار نیز ‍‍‍‍‍‍‍‍پس از شعر : «می خوردن من حق ز ازل می دانست/ گر می نخورم علم خدا جهل بود»! این کلام را نگفته است.

بعد از آن گفت: اگر نعمت برجام را کفران کنیم دچار عذاب الهی خواهیم شد! و ما هنوز نمی دانیم برجام جزء کدامین نعمت از رحمت واسعه پروردگار است که ما (یعنی جن و انس) نمی توانیم آن را انکار کنیم. بله...باز گفت: برخی می خواهند نور خورشید برجام را نبینند. لذا به نظرمان حیات همه موجودات زده همانطور که وابسته به تشعشعات خورشید برای فتوسنتز و ادامه حیات است، فروغ این خورشید جدید نیز در عالم پرتوافشانی می کند!

ما که روستا نشین بوده و از پشت کوه آمده ایم، یا اگر هم شهرنشین شده ایم راننده تاکسی و لبوفروش هستیم. لذا چیزی از مباحث مهم و کلیدی سیاست خارجی سرمان نمی شود؛ اما یک چیزهایی را از این دولت یاد گرفتیم. یادگرفتیم که چطور می توان از آب کره گرفت و آن را به تولید انبوه رساند و اقتصاد را شکوفا کرد. یاد گرفتیم که چطور یک کیک سوخته را با ماده سفیدی مثل ماست بپوشانیم و آن را تبدیل به یک اثر هنری ماندگار کنیم، سپس آن را در بازار جهانی WTO  به فروش برسانیم و صاحب دلارهای بلوکه شده خود شویم. یاد گرفتیم که از زبان آمریکای عزیز و جهانخوار چنان محکم به مردم وعده رفع تحریم ها را دهیم که مخاطب اگر نداند بر منکرش هم لعنت بفرستد. یادگرفتیم گوش کنیم و شاکر باشیم؛ و اگر هر روز نرخ رشد تورم سربالا رفت، از این «رشد» خوشحال باشیم و نیمه پر لیوان را ببینیم.

 

و چقدر زیبا گفت رئیس جمهور عزیزمان در سفر به شیراز که ما سیاست خارجی را از حافظ آموختیم که فرمود: «آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا.»

خورشید برجام



::: چهارشنبه 95/7/7::: ساعت 9:45 صبح


مدتی است یک کانال اخلاقی باحال راه اندازی کرده ایم که اولا موضوع محور است. یعنی مثل خیلی از کانال های دیگه که از هر دری سخنی می گذارند نیست. ثانیا این کانال اصلا شلوغ نیست. فقط شبی یک دو پیام اخلاقی بر اساس سیر یک کتاب گذاشته می شود. یعنی مطالب کاملا منسجم و با برنامه است. ثالثا خشک نیست. طنزهای اخلاقی و مطالب و عکس های خوب را هم در این کانال خواهید دید. از داستان و روایت و شعر و موعظه و ... و نکته جالب توجه دیگر این است که مطالب اکثرا منبع دارند. مستند هستند و سعی در صحت دقیق آنها شده است.

برای عضوشدن درکانال تلگرام پله پله تا ملاقات خدا بر روی آیکون بزرگ زیر کلیک کنید.

 

http://www.freeiconspng.com/uploads/web-telegram-icon--captiva-iconset--bokehlicia-4.png



::: چهارشنبه 95/6/17::: ساعت 3:15 عصر


امروز در نمازخانه محل کارمان روی دیوار بالایی یک حدیث عجیب از امام علی ع دیدم: نوشته بود: نهج البلاغه:

گاهی حکمت در قلب منافق است. اما بی تابی می کند تا بیرون بیاید و در کنار همدمانش در سینه مومن آرام گیرد.

به نظر شما این حدیث یعنی چه؟ همین طوری فقط برام سوال شده بود...پرسش که عیب نیست!! اصن آقا بدونم و بمیرم بهتره یا ندونم و بمیرم؟!!!!

 



::: دوشنبه 95/6/15::: ساعت 10:37 عصر


آیا ما واقعا خدا را می پرستیم؟ همیشه برایم سوال بود که این نمازی که ما می خوانیم به چه دردمان می خورد؟ این خم و راست شدن های هر روزه و تکراری چه فایده ای دارد؟ وقتی از بعضی از روحانیون این رو سوال کردم: گفتند که این یک پله ترقی است. یعنی تکرار نیست. هر وقت که شما نمازی جدید می خوانید یک پله شما را به سمت خدا صعود می دهد و بالا می برد.
اما انصافا و خداییش هر چه نگاه می کردم به نمازهایم، یک پله که هیچ، حتی یک اپسیلون هم من را بالاتر نمی برد و به هیچ چیز نزدیک نمی کرد. جز یک تکرار ملال آور و بیهوده و خسته کننده چیزی نبود.
بعد از امتحان کلی از راه های مختلف آخر سر به این نتیجه رسیدم که باید خدا را واقعا پرستید. ما باید خدا را واقعا بپرستیم و پرستش هم یعنی تقدیس. دقیقا شبیه افرادی که در دربار پادشاهان بزرگ تعظیم می کنند و احترام می کنند، مثل مراجعه کننده ها، نوکرها، وزرا و همه افراد. ما باید دقیقا خدا را همان طور بپرستیم و بندگی کنیم.
وقتی به نماز می ایستیم واقعا روبروی خداوند مالک آسمانها و زمین و خالق آنها و خالق خود مان را ببینیم. وقتی الله اکبر می گوییم ما وارد درگاه و بارگاه شاه جهان شده ایم. در آنجا همه اذکارمان دارای مخاطب باشد. یعنی واقعا خداوند را در ذکرهایمان مخاطب قرار دهیم نه اینکه بدون مخاطب و در هوا ذکر بگوییم. ما خدارا مخاطب قرار می دهیم. وقتی رکوع می رویم و ذکر رکوع را می گوییم واقعا به خدا می گوییم من خدای خودم را تسبیح می کنم. مثل همان چیزی که برای پادشاهان می گویند. می گویند پاینده باد پادشاه این مملکت! وقتی به سجده می رویم واقعا خداوند مالک و خالق خود را سجده کنیم. برایش سجده کنیم. و با ذلت بگوییم منزه است پروردگار من و من او را ستایش می کنم. تقدیس می کنم.
وقتی هم که سلام می دهیم، داریم از درگاه خداوند خداحافظی میکنیم و در واقع والسلام قضیه است. در سلام، واقعا مخاطب ما پیامبر و فرشتگان و بندگان صالح باشد.
نماز را با نیت پرستیدن خدا یک بار امتحان کنید. می بینید که فرق می کند. چون این بار فقط از سر رفع تکلیف و انجام تکلیف شرعی نماز نخوانده ایم. این بار چندرکعت خدا را پرستیده ایم و بندگی کرده ایم. مثل این که از درگاه خدای بزرگ یک چیزی می خواهیم که آمده ایم تضرع کنیم. اما نه. ما آمده ایم خود این موجود بزرگ را بپرستیم. آمده ایم تقدیس کنیم. حس درونی پرستش خود را تقویت کنیم. ما واقعا باید بپرستیم و حمد و ثنای او و تعریف او را بگوییم. ما واقعا باید در درگاه خداوند تملق کنیم. اما این تملق تماما راست و صحیح است و مثل تملق در درگاه پادشاهان دروغ و چاپلوسی نیست. باید ذکر خوبی های خداوند و پادشاه جهان را بگوییم و سپس از او چیزی بخواهیم.
یک بار اگر بتوانید این گونه نماز بخوانید ببینید چه حسی دارد؟ می خواهم خدا را بپرستم قربتا الی الله!!
جالب است........نه؟!!

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/11974260-8706-l.jpg



::: دوشنبه 95/6/15::: ساعت 10:19 عصر


یک سوالی برام ایجاد شده بود که سعی کردم در اینترنت جوابش رو در بیارم که جز به جوابای مسخره نرسیدم.

سوالم این بود: چرا اروپایی ها و آمریکایی ها لباس های زن هاشون کمتر از لباس های مرداشونه؟ یعنی چرا زن هاشون همیشه لخت ترند؟ کمتر لباس پوشیدن؟ چرا در فرهنگ اونا زن باید برهنه تر باشه ولی مرد باید پوشیده تر؟

فهمیدم اونا توی فرهنگی که خودشون درست کردن، یک چیزی دارن به نام آشکار سازی. یا revealing که به معنی نمایش قسمت های بیشتر بدن توسط یک زن هست. اونها به شدت روی این امر تبلیغ می کنن که زن هر چه کمتر لباس بپوشه بهتره!! و این امر او را خیلی جذاب تر و بهتر می کنه. من الان یک تکه از یک نوشته اونها رو ترجمه می کنم ببینید و تعجب کنید:

  • The fact that much of modern-day clothing contains chemical residuals from dry cleaners and laundry detergents that, combined with human sweat, find their way into the skin and contribute to various life-shortening cancers.
  •  

     

  • Women with fewer clothes attract more men and therefore are more likely to get married. Married people live longer and healthier lives.
  •  

     

  • The fewer clothes women wear, the more their bodies are exposed to nature’s elements, which are life-enhancing.
  •  

     

  • Women wearing fewer clothes tend to be more independent, intelligent, free-thinkers who invariably take better care of themselves in all other aspects of their lives.
  •  

     

  • The frequency and quality of sexual activity tends to be greater for women wearing fewer clothes — and sex has been proven to be a life-enhancer

این نوشته می خاد توجیه کنه که چرا زن باید لخت تر باشه؟ نوشته که: 1- بیشتر لباس ها با مواد و رنگ های شیمیایی ساخته می شن و لذا مواد مضر در آنها به کار رفته لذا باید کمتر پوشید! (خب احمق جان. اگه این طوریه که مرد ها هم نباید بپوشن چون براشون مضره. این هم شد توجیه؟! مثل اینکه بگیم: چون غذاها حاوی مواد شیمیایی هستن پس هیچ غذایی کلا نخوریم)

2- زنی که کمتر لباس پوشیده مردهای بیشتری رو جذب می کنه لذا زودتر ازدواج می کنه. آدم ازدواج کرده هم بیشتر عمر می کنه (یعنی جک سال هست ها. خب بی شعور...زن لخت رو همه برای رابطه جنسی موقتی می خان نه ازدواج. پس این زن بیشتر در معرض فحشا قرار می گیره. مگر اینکه بگی فحشا عمر رو زیاد می کنه...هههه هه ه هه ههه )

3- زن لخت و برهنه بیشتر با طبیعت جور هست و طبیعی تر هست. پس باعث افزایش طول عمر می شه (نادان بی مغز...خب اگه این طور باشه که حیوونا باید بیشتر از همه عمر کنن. چون همیشه لختن. بعدش هم معمولا حیوونا برای پوشاندن عورت هاشون چیزهای طبیعی دارن که انسان نداره. معلومه نویسنده قبلش چند گلس شراب 98 درصد خورده بوده که اراجیف و شر و ور نوشته)

4- زن های لخت و برهنه تر، مستقل ترند، روشنفکر ترند. آزادی اندیشه بیشتری دارن، که می تواند بهتر زندگیشون را حفظ کنند!@!!!!!!!!!!@@! (یعنی هیچ حرفی دیگه برای جواب این مزخرفات باقی نمی مونه. زن لخت رو که بیشتر می دزدند و برای تجاوز بیشتر در معرض خطره....کدوم روشنفکری وقتی همه کس تو را مثل یک تیکه گوشت برای آمیزش نگاه کنن؟ یعنی خاک بر سر این تفکرات غربی ها)

5- کیفیت و تناوب سکس برای زنان برهنه بیشتر است و این باعث افزایش عمرشان می شود!! (یعنی شهوات ببین با اینها چی کار کرده که کاملا عقلشون رو زایل کرده. خب کی گفته کسی که پوشیده هست کیفیت رابطه جنسیش پایینه. این چه ربطی به برهنه گشتن داره؟ رابطه جنسی امری خصوصیه که در اون همه برهنه می شن. پس چه فرقی بین زن آشکارساز با غیر آشکارساز وجود داره؟)

اینها از همه ابزاری استفاده می کنن که جامعشون رو پر کنن از زن لخت که کسی نتونه در این فضا اصلا به اندازه ذره ای فکر کنه. حتی ذره ای منطقی باشه. در فضای مستی سکس و این شرابی که از سکس در ذهن جوانان ریخته می شه، هر چیزی از طریق رسانه به اونها القا کنی می پذیرن. این طور سلطه شون بیشتر می شه.

پس مطمئن باشید سکس ابزار سلطه غرب هست. و لا غیر.

این هم لینک مقاله این اراجیف: http://www.huffingtonpost.com/mark-c-miller/science-reveals-women-who_b_914511.html



::: جمعه 95/3/28::: ساعت 5:0 عصر

   1   2   3   4   5   >>   >

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 344
بازدید دیروز: 362
کل بازدید :200657
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<

دانشجویی گمنام. بیایید مسلمانی کنیم: «هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست/ ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست». طنز هم می نویسم اما: «طنز من هزل نیست، تعلیم است» از نظرات شما هم استفاده می کنم: «هرکه خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو/ کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست»
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
طنز[31] . آمریکا[20] . ازدواج[18] . خانواده[14] . فرهنگ[14] . بدحجابی[12] . داعش[12] . حجاب[10] . جنایت[8] . روحانی[8] . اسرائیل[7] . تکفیری[7] . برهنگی[6] . بی حجابی[6] . تهاجم فرهنگی[6] . جنگ نرم[6] . ساپورت[6] . غرب[6] . مذاکره[6] . سلفی[5] . سوریه[5] . شبهه[5] . ماهواره[5] . اسلام[4] . اشتغال زنان[4] . اشتغال[4] . ایران[4] . بی عفتی[4] . تحریم[4] . توهین[4] . شعر[4] . صهیونیسم[4] . قرآن[4] . مستهجن[4] . اقتصاد[3] . انتقاد[3] . اخلاق[3] . ISIS[3] . برجام[3] . بی غیرتی[3] . تروریسم[3] . تهدید[3] . جمهوری اسلامی[3] . جنگ[3] . جک[3] . حماقت[3] . دفاع مقدس[3] . ذلت[3] . زنان[3] . شوهر[3] . شیطان[3] . ظلم[3] . عجیب[3] . عراق[3] . فطرت[3] . فیلم موهن[3] . گناه[3] . لختی[3] . وحشی[3] . وهابیت[3] . Daesh[2] . takfiri[2] . اختلاس[2] . Wahhabi[2] . terror[2] . استکبار ستیزی[2] . استکبار[2] . استخدام[2] . اروپا[2] . اربعین[2] . اسراف[2] . انحراف[2] . اسلام هراسی[2] . امام حسین[2] . انصاف[2] . بی حیایی[2] . پول[2] . پیروزی[2] . تجاوز[2] . تروریست[2] . تکان دهنده[2] . جرم[2] . جنگ تحمیلی[2] . حامد زمانی[2] . حقوق بشر[2] . خاطره[2] . خدا[2] . خواب[2] . داستان[2] . دزدی[2] . دشمن اصلی[2] . دعا[2] . رسانه[2] . روسپی[2] . زن[2] . سربازی[2] . سوال[2] . سیاست[2] . سیاسی[2] . شبیخون فرهنگی[2] .
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<