سفارش تبلیغ
صبا
برترین دانش، آرامش و بردباری است . [امام علی علیه السلام]

مسلمان نوشته ها


دو تا سوال در مورد خانمها برام پیش اومده، کسی می تونه با استدلال منطقی جوابشو بده؟؟؟!!

1- اگه خانم می تونه بره سرکار و پول در بیاره، چرا شوهر باید خرج زندگیشو بده؟

2- اگه خانم می تونه در هر اداره ای استخدام رسمی بشه، بعد هم می تونه تفنگ دست بگیره و بجنگه، چرا نباید مثل پسرها بره سربازی؟

البته سوال های دیگه هم داشتم، ولی چون یکم زیادی فلسفی می شد از حوصله جمع خارج بود!!!

حالا همین دو تا حل بشه کلاهم رو هم میندازم بالا.

خدا همه ما رو هدایت کنه.

 

 



::: سه شنبه 94/10/29::: ساعت 11:44 عصر


این مطلب را از باب «و اما بنعمة ربک فحدث»، یعنی در مورد نعمت پروردگارت سخن بگو و صحبت کن و آن را بازگو کن، بیان می کنم.

 

دوست خیلی نزدیک خودم، ازدواج کرد اما کسیباورش نمی شد با این شرایط بتواند ازدواج کند. در سال 1390، دانشجوی ترم سوم کارشناسی ارشد بود. یعنی هنوز مشغول نوشتن پایان نامه نیز نشده بود. چندمدت بود که به فکر ازدواج بود و تلاش می کرد و این در و آن در می زد، اما هر چه سعی کرد، نتوانست مورد دلخواه خود را که بتواند با شرایط عجیب او سازگار باشد پیدا نمی کرد. این بود که هر چه می کرد به درب بسته می خورد. چرا گفتم عجیب؟ شما فرض کنید، یک دانشجوی شهرستانی (شهرستان جنوبی) که در تهران مشغول تحصیل است، شغلی که ندارد که بخواهد امرار معاش کند، سربازی هم که مشمول است و نرفته است. خانه ای هم از خود ندارد. ماشینی هم ندارد. خانواده پولداری هم ندارد که بتوانند او را کامل تامین کنند. سرمایه ای هم جمع نکرده یا در حساب بانکی اش ندارد که بتواند با پشتوانه آن زندگیش را بچرخاند. حرفه خاصی هم بلد نیست که بخواهد از طریق آن، سرمایه ای برای خود جمع کند! بعد بااین شرایط بسیار بد، او به دنبال موردی می گشت که بسیار کم توقع باشد! مهریه را بسیار پایین بگذارد! خانواده بسیار خوب و صمیمی ای باشند و آن دختر را نیز کاملا حمایت کنند، یعنی تقریبا آن خانواده این پسر را به فرزندی قبول کنند!! آخر کدام خانواده پیدا می شد که به چنین فرد آس و پاسی همسر بدهد؟ لذا هر جا می رفت، به او ایراد کار، سربازی، شغل ثابت با حقوق دائم، ماشین، خانه و ... را می گرفتند. او هم که اینها را نداشت، با دل شکستگی از این خانواده به آن خانواده می رفت! خانواده خودش، دیگر از دست او خسته و آزرده شده بودند تا اینکه یک روز به او گفتند: تو باید چندی صبر کنی که شرایطت مساعدتر بشود و به یک وضع ثابتی برسی تا در خانه هایی که می زنیم، آبرومندانه تر و با عزت تر باشد. اما او که فردی مذهبی بود، دائما به آنها می گفت: خدا وعده کرده است که اگر فقیر باشید و ازدواج کنید، شما را بی نیاز می کند. الان وقت سررسید وعده خداست. و من مطمئنم خدا خلف وعده نمی کند. به خاطر همین دائما بر خواسته خود اصرار می کرد و خانواده اش را به همراه خود به در خانه های مختلف می کشانید!

تا اینکه بالاخره در بهار سال 90، مورد دلخواه خود را پیدا کرد. خانواده ای که از لحاظ توقع، در حد بسیار بسیار پایین بودند اما از نظر مادی و مالی، در وضع خوبی به سر می بردند! به حدی که هیچ ایرادی از نظر شغل، سربازی، تحصیل، کار، سرمایه، ماشین، خانه و ... به او وارد نکردند و فقط ملاک خود را اخلاق خوب گذاشتند. جالب است که آن خانواده به او می گفتند تو فقط اخلاقت خوب باشد، بقیه اش را خدا خودش درست می کند. عجیب این که هر چه این پسر به آنها از معایب خود می گفت، آنها توکلشان را بیشتر می کردند و تازه به این پسر هم دلداری می دادند! هر چه این پسر می گفت من از خود خانه جدایی ندارم. آنها در جواب می گفتند: ما هم از ابتدا خانه نداشتیم، اما خدا به ما داد! عجبا. من کار با حقوق ثابتی ندارم، آنها می گفتند: اشکال ندارد. خدا خودش کار را درست می کند. او می گفت: من مهریه بسیار پایین را قبول دارم، آنها و همچنین دخترشان می گفت: اتفاقا ما هم با مهریه بالا بسیار مخالفیم. مهریه خوشبختی نمی آورد. می گفت: من هزینه مراسم عروسی آنچنانی را ندارم: می گفتند: مراسم اصلا مهم نیست. اصلا بروید به ماه عسل و نیازی به مراسم گرفتن نیست!! پسر از این همه نعمت خدا که به یکبارگی بر سر او نازل شده بود، بسیار شگفت زده و مات و مبهوت شده بود.

خلاصه همه شرایط فراهم بود؛ ظرف مدت یک هفته، با دختر آن خانواده (با صیغه محرمیت) نامزدی کرد. در حالی که برای ادامه تحصیل همچنان به تهران سفر می کرد و گاهی به خانه سر می زد. در این مدت از درآمدهایی که بصورت پاره وقت و اندک از کارهای دانشجویی در می آورد، خرج خود را تامین می کرد. درس را تمام کرد و پایان نامه اش را با نمره 19 به پایان رسانید و مدرک کارشناسی ارشد را گرفت. به شهر خود مراجعه کرد، در دانشگاه شهر خود، به طور غیرمنتظره ای در قسمتی از آن با حقوق ماهانه 300 هزار تومان مشغول به کار شد. و زندگی را با کمترین هزینه ها می گذراند. (دقت کنید در سال 91)

در سال 1391، وی با مهریه یک جلد کلام الله مجید و مهر السنّه یعنی مهریه حضرت زهرا (س) (که در سال91 حدودا معادل 3 میلیون تومان بود) عروسی کرد در حالی که هنوز ماهانه 300هزار تومان را بعنوان حقوق می گرفت! عروسی خود را در بهار سال 91، با پنج 5 میلیون تومان دقیق، برگزار کرد. بله. درست شنیدید، عروسی در تالار، فقط پنج 5 میلیون تومان. با 400 نفر مهمان و شیرینی، شام و میوه و تمام دیگر رسومی که در عروسی ها مرسوم است! (البته با کمک گیری از خدمات کانون ازدواج آسان شهرشان که در اکثر شهرها وجود دارد.)

خانه را چه کرد؟ پارکینک منزل پدری خود را با وام ازدواج، تبدیل به یک واحد مسکونی 40 متری کرد و در آن سکونت پیدا کرد. البته اقساط وام ازدواج را نیز تا چندمدت پدرش تامین می کرد. ولی از مدتی بعد، خود عهده دار این اقساط هم شد.

مدتی بعد، توانست در گزینش یکی از ارگان های نظامی کشور، ظرف مدت 1 ماه قبول شود (شما خود می دانید گزینش های رسمی چقدر طول می کشد) و هم اکنون هم در آن شغل به سر می برد. از این طریق سربازی او هم حل شد. اکنون او حقوق مکفی دارد. توانسته است ماشین تهیه کند و خلاصه زندگی اش حسابی روی ریل افتاده است!

 

این موردی بود که من به چشم خودم با تمام وجود آن را دیدم و حس کردم که وعده خدا حق است و اگر گفته است فقیر هم باشی ازدواج کن و خدا تو را بی نیاز می کند، واقعا هم همین طور شد و وعده خداوند صحیح از آب در آمد. این ماجرا، ابدا یک داستان یا قصه ساختگی نیست. واقعیت زندگی است. آنچه که اتفاق افتاده و تجربه شده است. پسرها این داستان واقعی را که اخیرا اتفاق افتاده است، با دقت به یاد داشته باشند و همیشه به وعده خدا امیدوار باشند و بر اساس آن اقدام کنند. دخترها، این داستان را در دل خود ثبت و ضبط کنند و اگر خواستگاری با شرایط مادی ضعیف اما فرد خوب و مورد اطمینان برای آنها آمد، به هیچ عنوان غصه مسائل مادی ازدواج را نخورند و اگر ایمان و امانتداری او را پسندیدند، ازدواج کنند  و مطمئن باشند همه آنچه می خواهند خداوند به آنها می دهد و از آن بهتر را نیز در پیش رو دارند.



::: یکشنبه 92/10/15::: ساعت 4:15 عصر


>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 60
بازدید دیروز: 433
کل بازدید :290540
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<

دانشجویی گمنام. بیایید مسلمانی کنیم: «هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست/ ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست». طنز هم می نویسم اما: «طنز من هزل نیست، تعلیم است» از نظرات شما هم استفاده می کنم: «هرکه خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو/ کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست»
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
طنز[31] . آمریکا[20] . ازدواج[18] . خانواده[14] . فرهنگ[14] . داعش[12] . بدحجابی[12] . حجاب[10] . روحانی[9] . جنایت[8] . تکفیری[7] . اسرائیل[7] . برهنگی[6] . تهاجم فرهنگی[6] . بی حجابی[6] . جنگ نرم[6] . ساپورت[6] . غرب[6] . مذاکره[6] . ماهواره[5] . سلفی[5] . سوریه[5] . شبهه[5] . اشتغال زنان[5] . اسلام[4] . اقتصاد[4] . ایران[4] . اشتغال[4] . بی عفتی[4] . تحریم[4] . توهین[4] . صهیونیسم[4] . شعر[4] . مستهجن[4] . قرآن[4] . گناه[3] . فطرت[3] . فیلم موهن[3] . لختی[3] . وحشی[3] . شوهر[3] . شیطان[3] . شهادت[3] . ظلم[3] . عجیب[3] . عراق[3] . زنان[3] . ذلت[3] . دعا[3] . تهدید[3] . تروریسم[3] . دفاع مقدس[3] . جمهوری اسلامی[3] . جنگ[3] . جک[3] . حماقت[3] . انتقاد[3] . انحراف[3] . انتخابات[3] . برجام[3] . بی غیرتی[3] . اسراف[3] . اخلاق[3] . ISIS[3] . وهابیت[3] . وعده[2] . وهابی[2] . یهود[2] . کار فرهنگی[2] . مالیات[2] . Daesh[2] . Wahhabi[2] . استخدام[2] . استکبار[2] . استکبار ستیزی[2] . اروپا[2] . اربعین[2] . terror[2] . takfiri[2] . اختلاس[2] . انصاف[2] . اسلام هراسی[2] . امام حسین[2] . حامد زمانی[2] . حقوق بشر[2] . جنگ تحمیلی[2] . دروغ[2] . دزدی[2] . داستان[2] . خاطره[2] . خواب[2] . خدا[2] . پیروزی[2] . تجاوز[2] . تروریست[2] . بی حیایی[2] . پول[2] . تقوا[2] . تهمت[2] . تکان دهنده[2] . جرم[2] . دشمن اصلی[2] . رسانه[2] . رهبری[2] . روسپی[2] . سربازی[2] . سیاست[2] . زن[2] . سوال[2] . سیاسی[2] . شلوار[2] . صهیونیست[2] . عربستان[2] . غزه[2] . شبیخون فرهنگی[2] . شیعه[2] . شکست[2] . شهید مطهری[2] . شغل[2] . ورزش[2] . هسته ای[2] . نهی از منکر[2] . کاریکاتور[2] . مصرف گرایی[2] . مداحی[2] . گروهک تروریستی داعش[2] . مرگ بر آمریکا[2] . فلسطین[2] . قیامت[2] . قالتاق[2] . قالیباف . قبح شکنی . قبر . قتل . قدرت . قسمت . قطعنامه . قفل . قهرمان . گدا . گرانی . گرسنه . گرگ . گروهک تروریستی النصره . گناه کبیره . گنهکاران . گوسفند . گوگل کروم . لباس نامرئی . فلسفه . فیس بوک . فیسبوک . فیلم جنایات . قاتل . قاسم سلیمانی . فقه . فقیر . غربال . غربی ها . غریب . فرهنگ برهنگی . فرهنگ غلط . فرهنگ وبگردی . فروتنی . فریب . فساد . مرگ ناگهانی . مزدور . مسابقه . مسافر . گریه . گفتمان . مذهبی . مرد . مستکبرین . مسخره . مسلمان . مسلمانی . مسیحیان . مسکن . مشاجره . مشروعیت . مشکل . مشکل جامعه . مصاحبه . مدارا . مدافعان حرم . مدرنیته . مبارزه . مجلس خبرگان . مجوزها . محکومیت جنایات در جهان اسلام . مد . لطیفه . لعنت . لیبرال . مادر . مادی گرایی . مارقین . مال . مضحک . مطهری . معراج السعادة . معنی . مغالطه . مقبولیت . مقدسات . مقصر . ملوک الطوایفی . ملیت . ملک عبدالله . من زئوس هستم . مناظره . مناظره اول . منافق . منطق رأی . مهدوی کنی . مهریه کم . موسوی . موش . موش کثیف . میثم مطیعی . میرسلیم . میش . ناامیدی . نابودی اسرائیل . ناگفته ها . ناموس . ناکولا باسلی ناکولا . نتایج . نجس . نرم افزار اندروید سلام . نسل کشی . نظارت . نظام . نظام دوحزبی . نفقه . نفوذ . نقد . نقض غرض . نگاه حرام . نماز . نمایش ضعف . کاغذبازی . کافر . کالج حقوق . کامنت . کانال تلگرام . کاندید . کدخدا . کشتار . کشور . کلام بزرگان . کلاهبرداری . کلاهک اتمی آمریکا . کلیپ . کلیپ تصویری . کم فروشی . کمال . کماندو . کنیز . کودک . کوروش . کید ظالمان . نواب صفوی . نوجوان . نیرنگ . نکات مهم . هاروارد . هدف زندگی . هرزه گویی . هلاکت تروریست ها . همسرخواهی . هیلاری کلینتون . وابستگی . واتساپ . وبلاگ نویس . ورزش بانوان . وزیر امور خارجه . وطن پرستی . شلاق . شعر داعش . شوخی . شوهرخواهی . شکل عجیب دارت . شکنجه . صلح . شیعه لندنی . شیطان بزرگ . شبکه اجتماعی ایرانی . شبکه اجتماعی سلام . شبکه های اجتماعی . شجاعت . شراب خواری . شرایط رهبری . شعار سال 1396 . شهر هرت . شهوت . شهید . شهید آوینی .
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<